تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
پس جملهء اين حدود سى است چون شش ناطق و شش امام و قائم و دوازده حجّت جزاير و پنج حدّ روحانى چون اوّل و ثانى و جدّ و فتح و خيال ، و روزه داشتن اين سى روز بر شناختن اين سى حدّ دليل است از بهر آنك روا نيست كه [ از ] سى روز كم روزه داشته باشد و يا بيش از آن ، و معنى آنكه هركه او بالغ باشد يك ماه بايد روزه داشتن آنست هركه خرد يابد برو واجب شود مرين سى حدّ را شناختن و فوايد از ايشان پذيرفتن و بفرود از خويشتن دادن . و معنى آنكه طعام خوردن « 1 » و شراب خوردن و جماع كردن مر روزهء ظاهر را تباه كند آنست كه چون بر مستجيب « 2 » عهد گيرند او را بازدارند از تنزيل و تأويل گفتن و از جماع نفسانى كردن كه حاصل كردن نطفهء نفسانى است كه چون معهود تنزيل [ و ] تأويل گويد همچنان باشد كه روزه‌دار ظاهر طعام و شراب خورد و معنى جماع نزديكيست بطعام و شراب خوردن از بهر آنكه از جماع صورت انسان بحاصل آيد و از طعام بقاى آن صورت باشد و از شراب قوى شدن او باشد و اين هر سه حال باطن بروزه‌دار باطن حرامست همچنانكه آن سه حال ظاهر بروزه‌دار ظاهر حرامست ، و روزه گشادن مثل است بر بيان كردن مر حدّ اساس را ، و هركه او روزه بگشايد بعمد يك روز را دو ماه پيوسته روزه بايد داشتن تأويلش آنست كه هركه او آشكارا كند مر يك حدّ را ازين سه « 3 » حدود كفّارت او آنست كه بازگردد سوى فرعين بتوبه كردن كه ايشان مثل‌اند بر دو ماه ، و خبر است از پيغمبر عليه السّلام كه گفت إذا اقبل اللّيل من هاهنا و ادبر النّهار
هامش
( 1 ) نخ : خورد . ( 2 ) نخ : مستجب . ( 3 ) كذا فى نخ .
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 225 | ناصر خسرو