تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
آفتاب مرا سجده كردند ، و بيازده ستاره يازده حجّت را خواست كه او دوازدهم ايشان بود و بآفتاب مر امام را خواست و به ماه مر باب را خواست و به سجده كردن ايشان مر خويشتن را آن خواست كه ايشان مرا اطاعت دارند ، و ماه مثل است بر وزير « 1 » و وصىّ وزير ناطق باشد بر اشارت ايزد تعالى ، و به روزه داشتن « 2 » ماه رمضان آنست كه هركه او بدعوت تأويل پيوسته شود بايد كه حقيقت شريعت از پوشيدگى جويد نه از ظاهر ، و روز دليل است بر ظاهر و تنزيل و شب دليل است بر باطن و تأويل ، پس ما را بفرمودند اندر ماه رمضان بروز آن « 3 » جمع « 4 » كردن تا شب مر آن را بخوريم ، و همچنين است آن كس كه بدعوت تأويل اندر آيد بشنود مر ظاهرها را و حقيقت را از عين آن ظاهر نجويد بلكه حقيقت را از راه تأويل بجويد تا بيابد ، و مثل آن چنانست كه اگر كسى خواهد كه از ظاهر حال بداند كه گوشت خوك را چرا ايزد تعالى حرام كرد و گوشت گوسفند حلال باز نتواند يافت مرين معنى را اندر ظاهر و اين دو گوشت نه بعقل ناپرورده تواند دانست كه چرا گوشت خوك را كه او زيانكار است نبايد خوردن و آزردن و گوشت گوسفند را كه بىزيان است ببايد خوردن و آزردن ، و اگر به ظاهر حال بنگريم بعقل خويش چنان لازم آيد كه زيانكار را ببايد خوردن و آزردن و بىزيان را نبايد خوردن و آزردن ، چون علم حقيقت بياموزد آنگه معنى ناخوردنى گوشت خوك بداند و زيان از خوردن او بشناسد و اندر گوشت گوسفند نيز نه اندر جسد بلكه اندر نفس و متابع رمضان را كه مؤمن است آن
هامش
( 1 ) نخ : افزوده : وصىّ . ( 2 ) كذا فى نخ : شايد صواب « تأويل روزهء داشتن » باشد . ( 3 ) كذا فى نخ . و شايد صواب « بروز زمان » باشد ، رجوع كنيد به 16 سطر بعد . ( 4 ) نخ : فتح . رجوع كنيد بسطر 15 و 16 بعد از اين .
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 219 | ناصر خسرو