تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

گفتار سى و سوم اندر واجب روزه داشتن و تأويل آن

گوئيم « 1 » كه روزه را بتازى صوم گويند و صوم بازايستادن باشد از چيزى كه مردم اندر آن بوده باشند ، و روزه واجب است بر هر مسلمانى كه بالغ باشد و حاضر باشد از سال يك ماه كان شناخته [ شده ] است به ماه رمضان و آن يك ماه سى روز تمام بايد بىنقصان ، و هر روزى روزه را از شب بايد نيّت كردن به روزه داشتن آن روز ، و [ از ] آنچه روزه را تباه كند خويشتن را نگاه بايد داشتن و آن طعام خوردنست و شراب خوردن و جماع كردن و غيبت كردن و كارهاى ناشايسته‌ترين كردن ، و تأويل روزه آنست كه نخست بدانى كه حال نفس اندر دين برابرست با حال جسد ، و اندر حال تندرستى صلاح جسد وابسته است به « 2 » طعام خوردن و شراب خوردن ، و اندر حال بيمارى علاج جسد وابسته است بطعام ناخوردن و بازداشت شراب ازو ، و طعام نفس تنزيل و ظاهر شريعت است و شراب نفس تأويل گشادنست و بيان شريعت ، پس همچنين صلاح نفس وقتى اندر كار بستن شريعت است و ظاهر و دانستن تأويل او و آن بهنگامى باشد كه حدود دين بر پاى باشد و عالم دين بىخلل بر مثال تندرستى جسد ، و باز وقتى صلاح نفس اندر پوشيده داشتن باطن شريعت است چون مؤمنان بترسند بر هلاك شدن خويش از مخالفان دين ، پس روزه داشتن مردم به ظاهر طاعت خدايست و خويشتن را بمانند كردنيست بفرشتگان كه از طعام و شراب بىنيازاند و دور كردنست خويشتن را از خوى ستورى كه هرچه يابند بهر وقتى كه باشد ميخورند اين عادت
هامش
( 1 ) نخ : گويم . ( 2 ) نخ : با .
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 217 | ناصر خسرو