نه ازو آحاد است دهم عشراتست و يازدهم مئاتست و دوازدهم الوفست و از پس هزار همه تكرار است ، هم برين صورت آحاد مرتبت جسمانيان و متعلّمان است و وصىّ برتر درجه است كه او بنهم منزلت است ، و ناطق را مرتبت عشراتست از حساب كه او نهايت آدميانست و كمال صورت انسانيست نبينى خداى مر ده را كه آن مرتبت ناطق است همى كامل خواند قوله تعالى :
تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ
« 1 » و مرتبت مائه مر نفس راست و مرتبت الوف مر عقل راست ،
اما تأويل آنكه مر هر روزى را كه روزه دارد از شب آن روز نيّت بايد كردن آنست كه مر ظاهر كتاب و شريعت [ تأويل ] پذير آمده است « 2 » و سبب آن تأويل بود كه پس از ظاهر بود بر مثال سخنى كه بآواز و كلمات و حروف بگويند پس سبب آن آواز و كلمات و حروف آن معنى بوده باشد كه نفس شنونده نخست شنود و سخن از گوينده بر آن معنىپذير آيد ، پس روزهء ظاهر را از شب ظاهر نيّت بايد كردن تا درست باشد ، و همچنين نخست معنى روزه ببايد دانستن آنگه روزهدارى تا آن نيّت كه آن شناخت روزه است سبب باشد مر روزه داشتن را كه آن روزه داشتن پوشيده داشتن مرتبت اساس است از دشمنان دين .
و اما تأويل آنكه روزه سى روز تمام ببايد داشتن آنست كه اين سى مرتبت را نخست ببايد شناختن تا از آن بتأويل رسيم ، و آن سى مرتبت آنست كه آفاق و انفس بر درستى آن گواهست و از آن سى مرتبت شش مرتبت آفرينش اندر جسدهاست چنان كه خداى تعالى مر آن را ياد كرده است از نطفه و سلاله و علقه و مضغه و لحم و عظام
هامش
( 1 ) سوره 2 آيه 192 .
( 2 ) نخ : ناپذير آمده است .