تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
شد چهار حدّ ديگرست اندر عالم دين كه قوّت تأييد مر ايشان را هم ازين چهار اصل است و آن [ چهار ] حدّ امام است و حجّت بر مثال اوّل و ثانى و داعى و مأذون بر مثال ناطق و اساس ، يعنى هركه ازين چهار يك صاع چهار منى بدهد اقرار كرده باشد و پيوسته باشد بيك حدّى ازين چهار حدّ فروتر كه ايشان پيوسته‌اند بدين چهار حدّ برين ، و معنى آنكه از هر سرى خرد « 1 » و بزرگ نر و ماده بنده و آزاد اين زكات ببايد دادن آنست كه خرد « 1 » دليل است بر حدّ فروتر و بزرگ دليل است بر حدّ برتر چنان كه مستجيب « 2 » خرد « 3 » است بحقيقت و ناطق بزرگ است ، و نر دليل است بر فايده‌دهنده و ماده دليل است بر فايده پذيرنده و بنده دليل است بر مؤمن محدود « 4 » كه او را اطلاق نكرده‌اند و آزاد دليل است بر مأذون مطلق ، و آن حدود كزو برتراند دو مرتبت است چون بزرگ و نر ، و بزرگ و نر و آزاد بر اطلاق اندر دو عالم عقل است و اندر عالم جسمانى بزرگ و نر و آزاد بر اطلاق ناطق است اينچنين تا به آخر مستجيب « 5 » كه او بحقيقت خرد « 6 » و بنده و ماده است تا بقوّت آن بزرگان و آزادان و نران او نيز بزرگ و نر و آزاد شود اگر بطاعت بايستد ، و تأويل آنكه زكات فطر پيش از نماز عيد بايد دادن آنست كه اقرار مؤمن بحدود دين پيش از آن بايد كردن كه پديد آمدن قائم عليه السّلام باشد ، و عيد دليل است بر قائم عليه افضل التحيّة و السّلام ، و شركت « 7 » ابليسان دور آنست كه نادان اندرين طاعت آن بود كه خويشتن را اندر لباس دانايان بيرون آورد بدانچه بجاى امام حق بايستاد از زمين عراق و امّت را گفت بهر زمين از صاع آن زمين بايد دادن ، و صاع عراق دو بهره است از صاع نبى
هامش
( 1 ) نخ : خورد . ( 2 ) نخ : مستجب . ( 3 ) نخ : خورد . ( 4 ) نخ : محرم . ( 5 ) نخ : مستجيب . ( 6 ) نخ : خورد . ( 7 ) كذا فى نخ .