تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
كمتر است زكات كمتر بايد دادن همچنانكه هركه مرتبت او اندر علم فروتر است پرورش او كمتر است اندر دعوت ، و شرح اين حال آنست كه توانگرى بحقيقت ناطق راست و پرورش او مر اساس راست كه اندر حدّ دعوت حدّ عظيم است و نصيب او از ناطق مرتبت تأويل است بر مثال توانگرى كه زكات مال او بسيار باشد و ديگران همه فروتر از ناطق‌اند و درويشانند بسوى او چنان كه خداى تعالى بر ايشان مثل مىزند قوله تعالى :
وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ
« 1 » گفت خداى توانگر است و بدان مر ناطق را خواست و شما همه درويشانيد و بدان ديگر حدود را همىخواست كه همه عالم اندر علم به دو حاجتمندند ، بار ديگر توانگر اساس است و زكات مال او كمتر است از زكات مال ناطق بدانچه پرورش اساس مر امام راست و پرورش امام مر حجّت راست و زكات مال او كمتر از زكات مال اساس است و زكات مال حجّت كمتر از زكات مال امام است و پرورش حجّت مر داعى راست و آن زكات مال حجّت است و پرورش داعى مر مأذون راست و آن زكات مال داعيست و پرورش مأذون مر مستجيب « 2 » راست و آن زكات مال مأذونست و مستجيب « 2 » درويش بحقيقت است . و چون بيان نموده شد مختصر سخن بگوئيم « 3 » و آنچه گوئيم « 4 » [ اينست كه ] چون اين مؤمن زكات مال ظاهر به امام بگزارد « 5 » اقرار كرده باشد كه دست گذار من اندر دنيا همين مال دنياست كه پايدارى جسم من بر آنست چه مقدار است و اين اطاعت باشد سوى امام ، [ و ] چون از هر سرى از ميان خويش زكات فطر بدهد ازو
هامش
( 1 ) سوره 47 آيه 40 ( 2 ) نخ : مستجب . ( 3 ) نخ : بگويم . ( 4 ) نخ : گويم . ( 5 ) نخ : بگذارد .