وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ
« 1 » گفت بدانيد آنچه شما بيابيد از غنيمت چيزى بدرستى كه خداى راست از آن پنج يك و مر پيغمبر را و مر خويشاوندان پيغمبر را و مر يتيمان را و درويشان درمانده را و مر مسكينان را « 2 » و فرزندان سبيل را ، و از گنج نهاده كه كسى بيابد و از كان گوهر پنجيك ببايد دادن مرين پنجگانه را ، و خداى تعالى پنجيك پديد كرده و نخست خويشتن را گفت پس گوئيم « 3 » آنچه خداى تعالى خويشتن را گفت رسول راست اندر هر زمانى و امام راست اندر هر روزگارى « 4 » كه ايشان مهماتگذاران خدااند و از آنست كه امام را از غنيمت دو بهره بايد گرفتن و آن رسم رفته است اندر لشكرها مر سالاران لشكر را كه ايشان خويشتن را بجاى امام نهادهاند و معنى اين آنست كه رسول خدا را دو منزلت است از تأويل و تنزيل ، و بخويشاوندان مر اساس را ميخواهد كه او به دو روى خويش ناطق بود ، و به يتيمان مر امامان را خواهد كه ايشان را اندر عالم جسمانى « 5 » پدر و مادر نباشد و پرورش ايشان بتأييد است از عالم علوى ، و بمسكينان مر حجّتان را خواهد كه بر بيان و تأويل و شرح ايشان دلها و نفسهاى مؤمنان را سكونست ، و به فرزند سبيل مر داعى را خواهد كه اوست اندر راه خداى تا گمراهان را به راه آورد ، و غنيمت از كافران يافته شود از مال ايشان بامّت و بظاهريان برسيده است « 6 » و مؤمنان را غنيمت گشت و اين پنج حدود مر آن را گرفتند و ديگر را بامّت بخشيدند از مؤمنان كه ايشان زير دستان ايشان بودند ،
هامش
( 1 ) سوره 8 آيه 46 .
( 2 ) « درويشان درمانده » و « مسكينان » هر دو ترجمهء « المساكين است » .
( 3 ) نخ : گويم .
( 4 ) نخ : روزهكارى .
( 5 ) كذا فى نخ ، ظ : روحانى ( ؟ ) .
( 6 ) كذا فى نخ ، عبارت قدرى مضطرب است و گويا مقصودش آنست كه مراد از كافران ظاهرياناند .