تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
است بر ناطق و او نهم حدّ است از هفت امام و اساس خويش و سه « 1 » ماده گاو دليل است بر اساس و امام و حجّت كه فرود ناطق‌اند ، و چون گاو به صد و بيست رسد از هر چهل گاو ماده يك گاو بر تمام ببايد دادن يا از هر سى يك گوساله كه با مادر بود و برتر از آن [ همين ] حساب باشد هرچند شود ، و صد و بيست سه بار چهل باشد و چهل حدّ امامست ، و ماده گاو دليل است [ بر ] حجّت و گوساله دليل است بر داعى و چهل دليل است بر حدّ امامى و سى دليل است بر حدّ حجّتى « 2 » و گوساله دليل است بر داعى « 2 » ، و چون عدد امام به تمام رسد كه آن چهل است ماده گاو واجب شود كه دليل حجّت است چنان كه امام حجّت بر پاى كرد ، و اگر عدد حجّت تمام شود كه آن سى است گوساله واجب شود كه آن حدّ داعيست چنان كه حجّت داعى بپاىكرد ، اين است حكمت اندر صدقهء گاو كه ياد كرده شد مؤمن به حق را .

تأويل صدقهء گوسفند

گوئيم گوسفند دليل است بر امام چون گوسفند چهل شود برو يك گوسفند واجب شود و چهل دليل است بر پنج حدّ روحانى يعنى عقل و نفس و جدّ و فتح و خيال و ناطق و اساس و هفت امام و بيست و چهار حجّتان روز و شب و داعى و مأذون ، و يك گوسفند صدقه دليل است بر داعى كه امر خداوند جزاير برو باشد يعنى چون حدود تمام گشت صاحب جزيره پديد آمد و آن صدقه باشد از چهل حدّ مر خلق را مانند يك گوسفند از چهل گوسفند ، و گوسفند تا چهل نباشد برو صدقه نيست يعنى كه تا امام بمنزلت خويش نرسد كه مرتبت او عدد چهل است حجّت بيرون نكند بجزيرت ، آنگه چون از چهل
هامش
( 1 ) نخ : سى . ( 2 - 2 ) ظاهرا اين جمله زيادى است .