باقر گويند از بهر آنكه تأويل را پس از آنكه جهان از تاريكى ظاهر چون شب گشته بود او بيرون آورد .
پس گوئيم « 1 » اندر قربان ماده گاوى از هفت تن بسنده « 2 » باشد و اشتر از يكتن بيش روا نباشد و آن دليل است بر آنكه ناطق يك حدّ بپاىكرد و آن اساس بود و اساس هفت حدّ بپاىكرد و آن هفت امام بود كه ايزد تعالى تأويل و دعوت بديشان سپرد ، و ماده گاو دليل است بر اساس و چون بپاىكردهء او هفت امام بودند از بهر آن اندر ظاهر شريعت قربان ماده گاو از هفت تن بسنده بود تا خردمندان از ظاهر بر باطن دليل گيرند ، و همچنين گوسفندى قربان از يكتن بيش روا نيست معنيش آنست كه گوسفند دليل است بر امام و هر امام بجاى خويش يكتن بپاىكند كه دعوت برو سپارد و مؤمنان را به دو بشارت كند ، و خبر است از رسول عليه السّلام كه گفت : الثّور يجزى عن واحد و البقرة عن سبعة گفت برزه گاو اندر قربان از يكتن بيش روا نباشد و ماده گاو از هفت تن روا باشد معنيش آنست كه اساس را اندر دين از ناطق خويش منزلت مادگى است و چون ماده گاو كه او دليل بر اساس است « 3 » برزه گاو كه جفت اوست دليل بر ناطق است ، و يكى از بهر آنست كه ناطق يك حدّ بپاىكرد چنان كه گفتيم ، و گوشت گوسفند گوارندهتر از گوشت اشتر است يعنى علم امام بشنودن آسانتر از آنست كه علم ناطق از بهر آنكه سخن ناطق بدرجه برتر است از سخن امام و مثل و رمز است و هرچند بحدود سفلى بيشتر گذرد مر آن را لطيفتر كند و بنفس پذيرنده نزديكتر
هامش
( 1 ) نخ : گويم .
( 2 ) نخ : پسنديده .
( 3 ) افزوده : و .