تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
گرداند تا آنكه بمستجيب « 1 » رسد به مثل به نرمى شير گشته باشد كه از پستان مادر بيرون آيد ، و هرچند مستجيب « 1 » قوىتر شود بيان قوى تر شنوانندش بر مثال كودك خرد « 2 » هرچند قوىتر شود طعام غليظتر تواند خورد . پس گوئيم « 3 » اندر بيان زكات گاو كه چون گاو سى شود برو زكات واجب شود گوسالهء كه با مادر رود و سى دليل است بر حدّ اساس چنان كه شرح آن اندر زكات اشتر گفته شد ، و چهل دليل است بر حدّ ناطق ، و گوسالهء كه با مادر رود دليل است بر داعى ، يعنى كه چون اساس اندر حدّ حجّتى باشد باوّل داعى بر پاى كند بفرمان ناطق اندر دعوت ، و چون عدد گاو بچهل رسد و آن حدّ ناطق است ماده گاوى تمام واجب شود و آن دليل است بر حجّت ، و دليل بر آنكه چهل حدّ ناطق است اندر دعوت قول خدايست كه هميگويد قوله تعالى :
حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً
« 4 » ، پس چون اساس بدرجهء لاحقى باشد داعى بپاىكند از آنست كه سى گاو را يك گوساله زكات است و چون بدرجهء خويش برسد كه بناطق پيوسته شود حجّت بپاىكند از آنست كه از چهل گاو يك گاو ماده تمام زكات است ، و چون عدد گاو به شصت شود دو گوساله واجب شود شصت دليل است بر شش امام و دو گوساله دليل است بر حجّت و داعى ، و چون عدد گاو بنود رسد زكات سه « 5 » ماده گاو « 6 » واجب شود و نود دليل
هامش
( 1 ) مستجب . ( 2 ) نخ : خورد . ( 3 ) نخ : گفت . ( 4 ) سوره 46 آيد 14 . ( 5 ) نخ : بر دو . ( 6 ) معروف در نزد فقهاى شيعهء اثناعشريه سه گوسالهء تبيع است يعنى گوسالهء كه همراه مادر رود و « سه ماده گاو » اگر سهو نساخ يا سهو خود مصنّف نباشد لا بدّ از احكام فقه اسماعيليه بايد باشد كه چون دسترسى به آن مآخذ نداريم راهى براى صحّت و بطلان اين احتمال عجالة بدست نيست .