خداوندان تأويل بمال علم را خواستهاند و بگربه مستجيب « 1 » را خواستهاند كه او از اهل خانهء « 2 » دعوتست چنان كه گربه از اهل خانهء كس است و بسگ مر مؤمن معهود را خواسته است كه بعهد خويش باشنده است ، و خداى تعالى زكات را فريضه كرده است بر هشت چيز بزر و سيم و اشتر و گاو و گوسفند و خرما و مويز و گندم و جو و ديگر دانها ، « 3 » و اين هشت چيز كه زكات برو فريضه است دليل باشد برين هشت مرتبت كه ياد كرديم با اصلين كه مادة اين هشت از آن دو اصل است .
پس گوئيم « 4 » كه زكات برابرست با شهادت بجملگى و به همه فصلهاى او چنان كه گوئيم زكات يك طاعت است همچنانكه شهادت يك قولست و زكات بر دو چيز است يا بر مال است يا بر سر همچنانكه شهادت به دو نيمه است يكى نفى و يكى اثبات ، و زكات از سه چيز است از معادنست و نبات و حيوان چنان كه شهادت از سه حرف است چون الف و لام و ها ، و زكات بر چهار قسمت است زكات « 5 » و صدقات و ده يك و پنج يك همچنانكه شهادت به چهار كليمه است ، و زكات بر هفت نوع چيز است « 6 » چون زر و سيم و اشتر و گاو و گوسفند و بار درخت و بار گياه چنان كه شهادت به هفت فصل است ، و زكات اندر دوازده ماه واجب شود چنان كه شهادت به دوازده حرفست .
اكنون تأويل سه نوع زكات بگوئيم چيست كه برو واجب شود
هامش
( 1 ) نخ : مستجب .
( 2 ) نخ : خوانهء .
( 3 ) لا بد گندم و جو و ديگر دانها را يكى فرض مىكند ولى در كتب فقه شيعه ما تجب فيه الزكاة را نه چيز ميشمرند و گندم و جو را دو چيز علىحده معدود ميدارند و در ساير دانها زكات را مستجب ميدانند نه واجب .
( 4 ) نخ : گويم .
( 5 ) كذا فى نخ ، و معلوم نشد اوّلا كه چگونه زكات داخل در اقسام زكات است ! و ثانيا فرق بين زكات و صدقه در اين مورد چيست .
( 6 ) مقصودش اينجا تنويع است براى تأويل بعد نه شمردن حقيقى اقسام آنچه زكات بدان تعلق ميگيرد .