تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
پس اين هشت مرتبت كه ياد كرديم هر يكى صدقه ستانند از آنكه برتر است ازو و صدقه دهند مر آن را كه فروتر است ازو و مر يكديگر را همه راستگوى دارند و به يكديگر اقرار كنند « 1 » و هر يكى ازين [ هشت ] مرتبت صدقه گيرند از آن حدّ كه برتر است ازو و صدقه دهند مر آن حدّ را كه فروتر ازوست « 1 » و اطاعت هر يك از ايشان مر بر تر از خويشتن را فريضهء خداست ، و اندر اخبار آمده است كه مردى بيامد سوى رسول صلّى اللّه عليه و آله بوقتى كه صدقه بخش كرد و ازو عليه السّلام چيزى خواست رسول عليه السّلام گفت : إن كنت من الثّمانية و إلّا فهو داء فى البطن و صداع فى الرّأس لا صدقة گفت اگر [ از مرتبه‌هاى ] هشت‌گانه هستى و يا آنكه تراست دردى در شكم و يا درديست اندر سر مر ترا ازين صدقه نصيب نيست « 2 » ، و برابر بر آن صدقهء هشت‌گانه مرين هشت مرتبه را ياد كرد كه گفتيم و به شكم مر دعوت باطن را خواست و به درد شكم مر شكّ را خواست و بسر مر امام را خواست و به درد سر مر منكر شدن او [ را ] خواست ، و معنى اين حديث آنست كه هركه اندر ناطق به شكّ است و امام را منكر است و ازين هشت مرتبت نيست مرو را از بيان نصيب نيست ، و خبر است از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه گفت صدقه حرامست بر من و اهل بيت من معنيش آنست كه مرا و امام را حاجت نيست بجسمانيان تا از ايشان علم آموزند و راستگوى دارندشان از بهر آنكه همهء جسمانيان درويشانند و ناطقان و اساسان و امامان عليهم السّلام
هامش
( 1 - 1 ) كذا فى نخ ، و آن تكرار ما سبق است . ( 2 ) تفسير بسيار غريبى است كه معنى و لغة و نحوا بكلّى فاسد است و تأويل آن كه مبتنى بر اين تفسير غلط است نيز بالطبيعه فاسد است و لا بد نسخهء اصل مغلوط بوده است .