تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
جسمانى و روحانى بزرگتر است يعنى ديدنى نيست چون اين دو گونه خلق ، و بدست راست پنج انگشت است مر آن عالم را خواهد و پنج حدود روحانى را ، و بدست چپ نيز پنج انگشت است مر اين عالم را خواهد و پنج حدود جسمانى را ، و بدانچه دستها تا گوش بردارد آن خواهد كه فايده از ايشان به دو گوش بايد پذيرفتن يكى به گوش سر و يكى به گوش دل ، و آنكه ثنا خواند نفى كردنست صفات همه آفريده را از بارى سبحانه و تعالى بميانجى دو اصل دين ، پس گويد
إِنِّي
« 1 »
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
« 2 » گويد من روى نهادم بدان خداى كه بيافريد آسمانها و زمين را و بشناسانيد « 3 » ديده و ناديده را پاك پرستيدنى و نيستم من از آن انبازكاران ، بتأويل آسمانها مر حدود علوى را خواهد و به زمين مر ناطقان را خواهد يعنى كه اين حدود را خداى آفريده است كه داناست « 4 » به ظاهر و باطن و نيستم من از آن كسانى كه حدود روحانى و جسمانى را گيرم خداى را ، پس بگويد سبحانك اللّهمّ و بحمدك و تبارك اسمك [ و تعالى جدّك و لا إله غيرك ] معنيش آنست كه خدايست كه حمد مرور است و اللهم « 5 » پنج حرفست و اين تسبيح اوّلست كه هميگويد پاك است پديدآرندهء من از آنكه ماننده باشد به من ، و بحمدك تسبيح و تمجيد گفتن ثانيست كه هميگويد به حمد تو پديد آمد همه خلق يعنى بميانجى حمد كه اوّلست ، « و تبارك اسمك » گويد
هامش
( 1 ) كذا فى نخ ، و معلوم است كه شيعه در نماز كلمهء « إنّى » را نمىآورند و از همان « وجّهت وجهى » شروع ميكنند . ( 2 ) سوره 6 آيه 79 . ( 3 ) نخ : بشناسندهء . ( 4 ) نخ : تا دانست . ( 5 ) نخ : حمد اللهم ،