را بيابد بيارامد بدين سبب بود كه ركعت نخستين از نماز دليل است بر ناطق و دوّم ركعت دليل است بر اساس و سويم ركعت دليلست بر اوّل و چهارم ركعت دليل است بر ثانى ، و اندر نماز شام اندر دويم ركعت نشستن است و اندر سويم ركعت هم نشستن است و اندر نخستين نيست [ دليل ] آنست كه مر ظاهر ناطق و قرار خلق بر تأويل اساس است و از پس آن نمايش « 1 » امام زمان است قرار خلق ، و التّحيات هفت حرفست دليل است كه نماز كن گويد مر هفت حدّ بامر خداى ايستند ، الصّلوات هم هفت حرفست دليل است كه نماز كن گويد هفت ناطق مر خداى رااند « 2 » ، الطّيّبات هم هفت حرفست دليل است كه نماز كن گويد هفت اساس مر خداى رااند ، و التحيّات خبر « 3 » فرستادن باشد و اين دليل بر حدود علوى است كز راه ايشان آمد كه ناطقان نخست آمدند مر خلق را ، الصلوات درود فرستادن باشد يعنى نفس كل بياگاهانيد و آگاه گردانيد مر خلق را از كار آن جهان ، و الطيبات پاكيزگى باشد و آن دليل اساسان باشد كه ايشان پاك كردند مر خلق را بتأويل از همه پليديهاى شكّ و شرك ، و رحمة اللّه و بركاته رحمت كرد بر ايشان و بر خلق رحمت خداى اساس است كه او بخشيدى بر خلق ، و بركاته و بركات اماماناند عليهم « 4 » السّلام كه از « 5 » پس يكديگر بنشستند « 6 » بفرمان خداى تعالى و خلق را بيدار كردند از خواب غفلت و برستند از تاريكى جهل و برسيدند جائى از آن عالم كه نعمتها از ايشان هركز بريده نشود ، و السّلام علينا و على عباد اللّه الصّالحين
هامش
( 1 ) كذا فى نخ .
( 2 ) نخ : آيند .
( 3 ) كذا فى نخ .
( 4 ) نخ : عليه .
( 5 ) نخ : بركت كز .
( 6 ) نخ : بنشينند .