تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
و آن دعا و صلوات كه اندرين نماز همىخوانند باز نمودن مرتبت آن مستجيب « 1 » است « 2 » ازو مر حدود روحانى را تا بخويشتن پذيرند بگواهى او كه داعيست « 2 » ، و آنكه اندرو ركوع و سجود نيست دليل است كه او به اطاعت حجّت ركوع نفسانى كرده است و به اطاعت امام سجود نفسانى كرده است و ظاهر و باطن امام و حجّت را كار همىبندد ، و آنچه اين نماز را بيك سلام باز هميگردند كه بدست راست سلام بدهند و بدست چپ ندهند دليل آنست كه بر دست راست سلام دادن پذيرفتن ظاهر ناطق است و بدست چپ سلام دادن دليل است بر پذيرفتن تأويل اساس و نماز جنازه كه بر دست چپ سلام ندهند همىنمايد داعى كه آن مؤمن نابالغ مر ظاهر را بتمامى پذيرفته و تسليم كرده و ليكن تمامى باطن را هنوز نيافته است و بسلامت بگذشت چنان كه ظاهرش بسلامت شد بدين سبب بدست چپ سلام دادن اندر نماز جنازه نيست « 3 » ، و آنچه تكبير ظاهر همىكنند و از پس هر تكبيرى دعا همىخوانند دليل « 4 » آنست كه با او نشان از پنج حدّ دهند كه نشان جسمانى است كه ايشان آشكارااند يعنى ناطق و اساس و امام و حجّت و داعى ، و آن پنج دعا كه اندر ميان تكبيرها پوشيده هميكنند دليل است بر پنج حدود روحانى كه ايشان بحواس يافته نيستند بلكه با ايشان اقرار است بر زبان و اعتقاد است بدل ، و نمازكننده بدين پنج تكبير با آن پنج دعا دليل داعيست كه همى گواهى دهد كه اين مؤمن مرده مرين ده حدود را نشناخته است ، و آنكه پيشنماز چون بمرد نماز جنازه كند برابر سينهء او ايستد و اگر بر زن نماز جنازه كند برابر سر او ايستد
هامش
( 1 ) نخ : مستجب . ( 2 - 2 ) كذا فى نخ . ( 3 ) نخ : اين است . ( 4 ) نخ : دليلش .