تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
تركيب اين عالم بزرگست ، آنگه راست بايستد و بگويد سمع اللّه لمن حمده يعنى خداى بشنوده خواندن آن كس كه مرو را از راه عقل بستايد و سپاس دارد و بشناسد او را ، آنگه سجده كند و سجده دليل است بر ناطق كه اساس و امام و حجّت را تأييد از راه ويست ، و سجود خويشتن را بر زمين افكندنست دليل است بر آنكه ناطق همه اعتقاد خويش را يك لخت به ثانى سپرد چون رويت « 1 » بيافت از عالم روحانى ، و زمين مثل است بر ثانى كه اوست بر دارندهء همهء نفسها چنان كه زمين بر دارندهء همهء جسمهاست ، و سجود نيز خويشتن را سه‌تائى « 2 » كردنست يعنى كه ناطق سويم بود مر اوّل و ثانى را ، و [ در ] سجود سر در زمين باشد و در ركوع اندر هوا باشد يعنى كه اساس بميانجى از ثانى فايده پذيرد و ناطق بىميانجى از ثانى فايده پذيرد ، و تسبيح اندر سجود گويد سبحان ربّى العليّ الا على و بحمده گويد پاك است پروردگار من از همه برتر ، و بدين پروردگار من از همه برتر مر عقل كلّ را خواهد كه او برتر است از حدود روحانى و جسمانى ، و بارى سبحانه و تعالى از آن برتر است كه باوّل بماندى و چون باوّل نماندى پس هيچ حدود فرودتر ازو به دو نماندى ، و ركوع يكيست و سجود دو معنيش آنست كه ناطق را بهره از اوّل و ثانى بود و مر اساس را بهره از ثانى بيش نبود ، آنگه سجود كند و به تشهّد بنشيند اندر نخستين ركعت معنيش آنست كه قرار خلق اندر اين جهان بتأويل اساس است و بر ظاهر ناطق قرار نيست چرا كز آن اندر اختلاف افتند و نفس ايشان بيان اساس
هامش
( 1 ) كذا فى نخ . ( 2 ) نخ : شناسى ، و اين لا بدّ محرّف « سه‌تائى » است كه باملاى قديم « ستائى » نوشته بوده‌اند و قرينه آنست كه چند سطر پيش گفت ركوع خويشتن دو تا كردن باشد و اينجا گويد سجود خويشتن سه تا كردن است و مراد اينست كه در ركوع قدّ آدم دوتا مىخورد و در سجود سه‌تا .