تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
كردن دليل است بر عهدهاى گرفته از ناطق تا بمستجيب « 1 » كه بدان مر بنده را نزديكيست بامر خداى تعالى ، قربانى ناطق اساس است كه عهد ناطق گرفته است و همچنين قربانى اساس امام است و قربانى امام حجّت و قربانى حجّت داعى و قربانى داعى مأذون و مستجيب « 1 » ، و شتر دليل بر ناطق است و گاو دليل است بر اساس و گوسفند دليل است بر امام اينست تأويل عيد اضحى .

گفتار بيست و پنجم اندر تأويل نماز كسوف كه بوقت گرفتن آفتاب و ماهتابست

آن دو ركعت نماز است بده ركوع و چهار سجود و اندر هر ركعتى پنج ركوع است چنان كه دو سجده در پنج ركوع بايد كردن ، و چون نمازكن [ در وقت ] كسوف به نماز كردن بايستد تكبير كند و الحمد و سورهء دراز بآواز بلند بخواند و آنگه تكبير گويد و ركوع كند و بسيار تسبيح بگويد و اندر ركوع هم چندان بايستد كه راست ايستاده بود آنگه گويد اللّه اكبر و راست ايستد و باز الحمد و سورهء دراز بآواز بلند بخواند و تكبير گويد و بر ركوع رود و همچنين چهار بار الحمد و سورهء دراز بخواند بآواز بلند و تكبير گويد و بر ركوع شود و راست ايستد ، چون پنج بار الحمد و سورهء دراز بخواند و ركوع رود و تسبيح دراز گويد آنگه سمع اللّه لمن حمده گويد و به سجده رود باز تسبيح دراز كند [ آنگه سر از سجده بر دارد و باز به سجده رود ] و در ركعت ديگر برخيزد همچنين پنج ركوع ديگر كند باز به سجده شود و [ دو ] سجده
هامش
( 1 ) نخ : مستجب .