تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
روزه داشتن است ، و آن سى روز سه ده باشد ، و [ در ] بازجستن آن [ سه ] مرتبت ناطق همىنمايد كه مرا سه مرتبت است از دو روى يكى آنكه مر دو اصل را سوّمست « 1 » بازرسيدن از آن بعلم « 1 » و ديگر آنكه او سه اصل را از دين اندر عالم نخستين است چون ناطق و اساس و امام « 2 » و اين سه مرتبت دليل بر سى روز روزه داشتن و سى حدّ جسمانى كه ظاهر مثل است بر سى روز كه پيداست و بر سى شب كه اندرو چيزها نتوان ديدن « 2 » ، و روز عيد كه مردم از روزه داشتن برهند دليل است بر اساس كه به دو از نادانستن اين سى حدّ برهند ، و نماز عيد را بانگ نماز و قامت نيست از بهر آنكه بانگ نماز دليل است بر دعوت ظاهر و مر اساس را « 3 » دعوت ظاهر نيست و قامت دليل است بر باطن و تأويل اساس را تأويل نيست ، و روز عيد را نمازش پيش از خطبه است و خطبه دليل است [ بر ] سخن بروحانيان و مخاطبه با ايشان ، پس نماز پيش از خطبه دليل است بر اساس كه نخست بر شريعت ناطق و سخن جسمانى پرورده شده آنگه مرو را از تأييد روحانيان بهره‌مند كرد ، چون خطيب نخست نماز كند و رو سوى مغرب كند آنگه بر منبر برآيد و رو سوى مشرق كند و خطبه كند همىنمايد كه چون اساس بشريعت ناطق « 4 » تمام شد آنگه رو سوى عقل توانست كرد كه مشرق نور توحيد است ، اين است تأويل عيد روزه‌گشايان .
هامش
( 1 - 1 ) كذا فى نخ . ( 2 - 2 ) كذا فى نخ ، مطلب بكلّى غير مفهوم و عبارت قطعا فاسد است . ( 3 ) نخ . افزوده : كه . ( 4 ) بقرينهء معادله با ما قبل و ما بعد اينجا كلماتى از قبيل [ كه مغرب نور توحيد است ] يا نحو آن بايد افتاده باشد .
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 165 | ناصر خسرو