تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
بياموخت و هركه مر آن سخن را پذيرفت رسته شد و هركه حقيقت آن باز نجست متحيّر بماند ، پس رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم مرين هفت ركعت را مقرونه گفت يعنى پيوسته شده خواند و مر آن را بفرمان خداى تعالى و بميانجى عقل و نفس قسمت كرد برين ده ركعت به پنج وقت ، و از آن دو ركعت به نماز پيشين پيوست تا آن چهار ركعت شد و دو ركعت به نماز ديگر پيوست تا آن چهار ركعت شد و يك ركعت به نماز شام پيوست تا آن سه ركعت شد و دو ركعت به نماز خفتن پيوست تا آن چهار ركعت شد ، و اين پنج نماز بدين پنج وقت هفده ركعت شد به دو نام فريضه و مقرونه ، و پس از آن بروزگارى ايزد تعالى بفرمود مرو را عليه السّلام سنّت خواندن دوازده ركعت و مرو را رسول عليه السّلام بفرمان خداى تعالى بميانجى عقل و نفس قسمت كرد بدين پنج وقت فريضه و مقرونه ، و سنّت « 1 » شش ركعت از آن بر نماز پيشين نهاد چهار ركعت پيش از فريضه و دو ركعت پس از فريضه و دو ركعت از پس نماز شام نهاد و دو ركعت از پس نماز خفتن نهاد ، و دو ركعت پيش از نماز بامداد نهاد ، « 2 » پس به اين قول « 3 » دوازده ركعت سنّت قسمت كرده شد ، آنگه پس سه ركعت ديگر فرود آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله آن را وتر خواند و ختم خواند از پس نماز خفتن نهاد و تماميش سى و دو ركعت نماز [ است ] كه بمكّه فرود آمده است و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم آن را ميگزارد « 4 » و همىفرمود گزاردن « 5 » اندرين نمازها بمكّه دست پيش گرفت و مسح بر موزه كشيد و قامت يك بار كرد و تكبير بر جنازه چهار بار
هامش
( 1 ) نخ افزوده : و . ( 2 ) نخ افزوده : و . ( 3 ) كذا فى نخ ، و مناسب كلمهء « طريق » يا « نحو » يا « گونه » و نحو ذلك است بجاى « قول » . ( 4 ) نخ : ميكذارد . ( 5 ) نخ : كذاردن .