تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
ركعت مكّهى است و سى و يك ركعت مدنيست و رسول عليه السّلام گفت هركه آن نمازها بكند و معنى آن بداند اسلام او تمام باشد و دليل بر درستى اين حال آنست كه كودك و پيرى كه سخت ضعيف باشند كه سى و دو دندان ندارد و حدّ ايشان نيست و ناتوان باشند « 1 » پس كروهى از امت بر آن سى و دو ركعت كه بمكّه فرود آمد باستادند و معنيش ندانستند و نجستند و بر موزه مسح كشيدند و ميكشند و بر جنازه چهار تكبير ميكنند و گورها را خرپشت ميكنند و دست پيش همىگيرند اندر نماز و قامت يك بار همىكنند و مر آن را معنى ندانند و نجويند ، و ديگر گروه آنچه پس از آن آمد « 2 » بپذيرفتند و بجستند و بيافتند و هر گروهى بطريق خود راه همىروند تا فردا هر كسى بجزاى خويش برسند . پس گوئيم « 3 » كه ازين جمله نمازهاى فريضه ده ركعت آمد به پنج وقت ، و گواه برين آنست كه اندر سفر و بيمارى از پنج وقت نماز ده ركعت آن فريضه بود كه گزاريده « 4 » مىشود و شش مقرونه كه افكنده مىشود دو [ در ] نماز پيشين و دو در نماز ديگر و دو در نماز خفتن [ و ده ركعت ديگر ] فريضه است كه گزارده « 5 » مىشود و شش مقرونه گفتيم « 6 » ببايد افكندن و يكى را رخصت نيست افكندن و آن مقرونهء نماز شام است كه آن دو ركعت فريضه بدان ركعت مقرونه تمام مىشود اندر سفر و بيمارى و تأويل آن پيش ازين گفته شد
هامش
و سه ركعت است برابر سالهاى عمر رسول صلعم » و محتمل است نيز كه در نسخه سقطى بوده و اصل عبارت شايد اينطور بوده است : « و از جملهء پنجاه و يك ركعت نماز [ فريضه و سنّت و تطوع با دوازده ركعت نماز شب ] سى و دو ركعت مكّهى است الخ » . ( 1 ) كذا فى نخ ، مطلب ناتمام و عبارت ابتر است . ( 2 ) نخ : آمدند . ( 3 ) نخ : گويم . ( 4 ) نخ : كذاريده . ( 5 ) نخ : كذارده . ( 6 ) نخ : گفتم .