و اندر روز قيامت مؤمنان را كرامت باشد و كافران را غرامت بود ، شفع با وتر يعنى جفت باطاق سه ركعت است معنيش آنست كه قائم قيامت را سه مرتبه است يكى مرتبه نبوّت و ديگر مرتبهء وصايت و سويم مرتبهء قيامت ، و آنكه دو ركعت جدا كنند آنست كه قائم را مرتبهايست كه ناطق را و اساس را نبوده است از بهر آن « 1 » مر آن يك ركعت از آن دو ركعت جدا فرمود كردن ، و معنى آنكه ركوع پيش از قنوتست آنست كه حجّت قائم پيش ازو آيد اندر عالم و او ليلة القدر باشد ، و قنوت پس از ركوع است از بهر آنكه قائم عليه السّلام از فرزندان اساس باشد كه حدّ ركوع مر اساس راست ، و سلام دادن و سوى راست گرديدن دليل است بر آنكه على ابن ابى طالب را و فرزندان او را اجابت كردم و آنچه از نزد خداى تعالى آوردند « 2 » از تأويل گردن نهادم ايشان را ، و سلام دادن و بدست چپ گرديدن دليل است بر آنكه ناطق را و آنچه او آورد از بيان ظاهر شريعت مرو را اجابت كردم ، و دو ركعت نماز نشسته از پس و تر دليل است بر اوّل و ثانى و شرف ايشان از خلق گسسته نشود و اندر اين جهان مر خلق را از ايشان خرد است و اندر آن جهان مر خلق را آنچه مؤمن باشد كرامت و صوابست و آنچه كافر باشد عذاب و عقاب ، و آن دو ركعت نشسته را يك ركعت شمرند مر تمام شدن پنجاه و يك ركعت نماز مكتوب را كه اندر شبانه روز است و آن دو ركعت بيك ركعت باشد دليل است بر آنكه قائم قيامت به دو روحانى « 3 » پيوسته است چنان كه ميان ايشان جدائى نيست و ازو تمام شدن نفس كلّ باشد و رسيدن او بمرتبت عقل و آن سبب برخاستن « 4 » حركات عالم باشد و فناى عالم جسمانى ، و وتر سنّت است كه بجاى فريضه
هامش
( 1 ) نخ : آنكه .
( 2 ) نخ : آوردن .
( 3 ) نخ : بروحانى .
( 4 ) نخ :
بر خواستن .