تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
و بتازى آن را منتصف « 1 » الليل خوانند يعنى كه حدّ متم آن باشد كه او با اهل باطن از اهل ظاهر انصاف ستاند ، و نماز خفتن اندر تاريكى « 2 » شب كنند دليل است بر پوشيدگى از دشمنان دين و فريضهء نماز خفتن چهار ركعت است دليل است كه دعوت امام هم بدان چهار اصل دين باشد كه دعوت ناطق و اساس بدان باشد ، و آن چهار ركعت فريضهء نماز خفتن را دو ركعت اوّل دليل است بر ناطق و اساس و دو ركعت آخر دليل است بر اوّل و ثانى ، و چهار ركعت سنّت پيش از فريضه [ است و چهار ركعت سنّت پس از فريضه ] و فريضه اندر ميان اين دو سنّت چهارگانه است و آن نمايش است از ناطق كه مر امام را دعوت از سه گونه است يكى آنست كه اندر زمان او دعوت به چهار اصل باشد چون چهار ركعت نماز فريضه و پيش ازو هم دعوت به چهار اصل بوده باشد چون چهار ركعت سنّت كه پيش از فريضه است و پس ازو نيز دعوت به چهار اصل باشد چون چهار ركعت سنت پس از فريضه و فريضه اندر ميان ، پس گوئيم كه نمازكننده بايد كه اعتقاد كند كه اندرين زمانه دعوت به چهار اصل است و فريضهء نماز خفتن را بدان اعتقاد گزارد « 3 » كه پيش ازين هم دعوت به چهار اصل بوده است و پس ازين نيز دعوت به چهار اصل خواهد بود ، و نماز پيشين و نماز ديگر و نماز خفتن دوازده ركعت است فريضه دليل است بر آنكه ازين سه مؤيد مادة به دوازده حجّت رسد . و از پس نماز خفتن وتر كنند و وتر دليل است بر قائم قيامت عليه افضل التحيّة و السّلام و آن را از پس همه نمازها كنند اندر شبانه روز تأويلش آنست كه مردم روز قيامت از شرف همهء حدودها كه اندر عالم جسمانى است بر كناره شوند مگر از شرف خداوند قيامت ،
هامش
( 1 ) نخ : منصف . ( 2 ) نخ : تارىكى ، ( كذا ) . ( 3 ) نخ : كذارد .