تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
اساس را تأويل نيست و او خود تمامست ، و نماز ديگر شكر است از بنده مر خداى را كه بىهمتاست بر آنچه مر اساس را بيافريد تا مر تنزيل ناطق را تأويل گفت با مؤمنان كه اگر اساس نبودى كه ما را تأويل گفتى بر « 1 » حقيقت دين هيچ‌كس نتوانستى رسيدن همچنانكه بودند « 2 » مغان و جهودان امت موسى و مغان امت ابراهيم عليهم السّلام [ و ] چون هفتاد و دو گروه بقولى هستند كه مر ظاهر را گرفتند و همىورزند و تأويل آن نپذيرند و اندر نابينائى گردند ، پس فريضه است بر مؤمنان شكر كردن مر خداى را بدانچه مر ناطق را فرمان داده است تا اساس را بپاىكرد تا از راه تأويل او بدانستند مر حدود روحانى و جسمانى را كه مؤمنان باندامها فريضه و سنّت را بگزارند « 3 » [ و ] بدل آن را بشناسند [ و ] مر حدود دين را كه مثل هر نمازى بدانست بدانند « 4 » كه تأييد كلّى هم بجسم باشد و هم بنفس . و نماز ديگر را وسطى خوانند يعنى كه اين نماز بميان پنج نماز اندر است كه اندر شبانه روز بر مردم واجب است نماز بامداد و نماز پيشين پيش ازوست و نماز شام و نماز خفتن پس ازوست و او اندر ميانه است [ تأويلش آنست كه ] مر اساس را تعليم از ناطق است و تأييد از ثانى است همچنانكه اين نماز ميان نماز پيشين است و نماز شام ، نماز پيشين دليل ناطق است و نماز شام دليل ثانيست ، و خداى تعالى فرموده است نگاه داشتن مر نمازها را خاصه نماز ديگر را قوله تعالى :
حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى
« 5 » هميگويد نمازها را نگاه داريد خاصّه نماز ديگر را ، به حكم اين وصيّت كه خداى تعالى هميگويد
هامش
( 1 ) نخ افزوده : و . ( 2 ) نخ افزوده : كه . ( 3 ) بگذارند . ( 4 ) نخ : بداند . ( 5 ) سوره 2 آيه 239 .