تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
ناطق اطاعت ايشان بر مؤمنان واجب است چون اساس و امام و حجّت و داعى . و نماز پيشين شكر است از بنده مر خداى تعالى را بر آنچه ناطق را بفرستاد تا مردم را از حال آن جهان آگاه كند تا از راه او خلق را راه پيدا شود كه ما را آفريدگارى « 1 » هست فرد بىانباز سبحانه و تعالى كه اگر ناطق نبودى كز حالى كه پيش اندرو بودند خلق را آگاه كردى « 2 » خلق بعلم آن نرسيدندى و طبع مردم از دانش گسسته شدى پس قبلهء نماز پيشين ناطق است . نماز ديگر دليل است بر اساس و او را نماز ديگر از بهر آن خوانند كه اساس ديگر مرد ناطق بود كه پس از ناطق به كار دين بايستاد اوّل وقتش آنست [ كه ] سايهء هر چيزى دو چندان او شود يعنى كه باساس مؤمن را ظاهر و باطن برابر شود كه حكمتش با علمش جمع شود و چندان شود مؤمن كه پيش از آن بود كه ظاهر بىباطن داشت ، و آخر وقتش آنست كه آفتاب زردى پذيرد يعنى كه چون ظاهر « 3 » ناطق ضعيفى پذيرد كه مثل آفتاب بروست آخر كار دور اساس باشد و هنگام پديد آمدن قائم حقّ است ، و چهار ركعت سنّت پيش از [ فريضه دليل است بر آنكه ] دعوت اساس مر خلق را به چهار اصل دين بود اندر دورهاى گذشته ، و فريضهء نماز ديگر هم چهار ركعت است يعنى كه دعوت اساس هم بدان چهار اصل دين است كه دعوت ناطق بود ، و در دو ركعت نخستين با الحمد و سوره است و دو ركعت نخستين دليل بر ناطق است و اساس كه ايشان جسم و روحند چون الحمد و سوره ، و [ در ] دو ركعت بازپسين الحمد تنهاست دليل است بر اوّل و ثانى كه ايشان روحانيانند ، و پس از نماز ديگر سنّت نيست يعنى مر تأويل
هامش
( 1 ) نخ : آفريده‌كارى . ( 2 ) نخ : كه كردى پس . ( 3 ) كذا فى نخ .
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 149 | ناصر خسرو