تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
ايشان تكبير كنند و چون او بخواند ايشان گوش دارند و چون او گويد سمع اللّه لمن حمده ايشان گويند ربّنا لك الحمد و چون سلام دهد ايشان سلام دهند و چون امام نشسته نماز كند قومش بنشينند . تأويل اين قول آنست كه چون امام تكبير گويد يعنى چون او مر خداى را بزرگ دارد قومش همچنان مرو را بزرگ دارند ، بدانچه گفت چون او بخواند ايشان گوش دارند آن خواست كه چون او بيانى كند اندر دين از پس او بروند و با او معارضه نكنند ، و بدانچه گفت چون او گويد سمع اللّه لمن حمده ايشان گويند ربّنا لك الحمد آن خواست كه چون مؤمنى را حكمت بشنوانند كه بدان از مرتبت خويش برتر آيد بدان مر پروردگار خويش را سپاس دارد يعنى امام را گويد الحمدتر است يعنى پنج تأبيد خداوندتر است ، و بدانچه گفت چون او سلام دهد ايشان سلام دهند آن خواست كه چون امام جاى خويش بدان كس تسليم كند [ كه ] بجاى او بايستد بفرمان خداى همه اهل دعوت بايد كه آن فرمان بپذيرند و تسليم كنند ، و بدانچه گفت چون امام نشسته نماز كند ايشان هم بنشينند آن خواست كه چون امام دعوت بتقيّه كند ايشان هم تقيّه كنند و آشكارا نكنند .

حكايت [ ( از رسول عليه السلام ) ]

« 1 » آمده است كه رسول مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روزى نماز ديگر بكرد و رو بسوى قوم كرد كه كيست از شما كه از پس من بخواند امّ الكتاب را كسى گفت من هميخواندم رسول عليه السّلام گفت هر كس « 2 » از شما پس از من بخواند امّ الكتاب را « 3 » [ امّ الكتاب ] به ظاهر الحمد للّه
هامش
( 1 ) نخ : الحكايت . ( 2 ) نخ : هركه . ( 3 ) كذا فى نخ ، و عبارت ناقص و ابتر است و قطعا چيزى ازينجا سقط شده است .