تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
و امام و حجّت و بر وى واجب شود كوتاه كردن اندر دوازده ركعت نه اندر همهء نماز و آن اندر نماز پيشين و نماز ديگر و نماز خفتن كه دوازده ركعت است كه دليل است بر دوازده حجّت كه شش را بمنزلت نريست و شش را بمنزلت مادگى است و حدّ نر برتر از حدّ ماده است ، پس واجب آمد بر داعى كه او مجاهد « 1 » است كه پيدا نكند مؤمنان را حدّ آن شش ماده را و آن دليل است بر فرو گذاشتن آن شش ركعت نماز ازين دوازده ركعت نماز كه گفته شد . و نيز گوئيم اندر بيان تقصير مرين سه نماز را نماز پيشين و نماز ديگر و نماز خفتن و كوتاه ناكردن نماز بامداد و نماز شام كه نماز بامداد دليل است بر اوّل يعنى عقل كلّ و نماز شام دليل است بر ثانى يعنى نفس كلّ و مرين دو حدّ روحانى را تقصير اندر نيايد و برتر از آنند كه ايشان را محنتى افتد كه قوّة ايشان از خلق بريده شود ، و ناطق و اساس و امام اندر سراى محنت آيند و اندر كار ايشان تقصير افتد كه دعوت ايشان بازدارند از خلق و اين سه نماز دليل است بر اين سه حدّ جسمانى و تقصير اندر آن دليل فروماندگى دعوت ايشانست با وقت . و نيز گوئيم كه نماز بامداد و شام پنج ركعت است و [ در ] آن دو تقصير نيست معنيش آنست كه آن دو حدّى كه اين دو نماز دليل بر ايشانست و آن اوّلست و ثانى « 2 » تقصير نكنند و فرو نمانند از تأييد فرستادن مر پنج حدّ را چون ناطق و اساس و امام و باب و حجّت و بر ايشان حال اين پنج « 3 » حدّ پوشيده نيست ، و آن سه نماز كه دوازده ركعت است « 4 » اندرو تقصير است « 5 » اندر سفر و سفر دليل است بر بريده شدن تأييد
هامش
( 1 ) نخ : مجاهده . ( 2 ) نخ افزوده : كه . ( 3 ) نخ : دو . ( 4 ) نخ افزوده : و . ( 5 ) نخ : نيست ،
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 140 | ناصر خسرو