تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
ازين سه حدّ « 1 » كه اين سه نماز دليل بر ايشانست و ايشان را تقصير افتد بدان وقت اندر مادة دادن مر دوازده حجّت را كه اين ركعتها دليل بر ايشان است ، و در نماز حضر تقصير نيست معنيش آنست كه اين سه حدّ جسمانى چون ناطق و اساس و متم « 2 » چون تأييد بديشان پيوسته باشد و آن مثل است بر حضر كه تقصير نكنند اندر مادة فرستادن مر دوازده حجّت دوازده‌گانه را « 3 » .

فصل اندر نماز نشسته گزاردن

« 4 » گوئيم نماز نشسته آن كس كند كه قوّة ايستادن ندارد يا آن كس كه امام يعنى پيش نماز « 5 » او را علتى رسيده باشد كه ايستاده نماز نتواند كردن و نماز نشسته كند دليل است بر كسى كه دعوت نتواند بپاىداشتن از ضعيفى نفس خويش اندر عالم پس برو واجب است كه دعوت اندر ستر كند چنان كه هركه نتواند استادن نشسته نماز كند .

حكايت [ ( از رسول عليه السلام ) ]

آمده است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم از اسب بيفتاده بود و پهلوى راستش آزار يافته بود ياران نزديك او آمدند و بپرسيدند و گفتند وقت نماز آمده است رسول عليه السّلام بنشست تا مر ايشان را نماز گزارد « 6 » و ياران از پس او بايستادند و رسول عليه السّلام اشارت كرد كه بنشينيد ياران بنشستند چون از نماز فارغ شدند گفت امام از بهر آن باشد مر قوم را كه با ايشان پيشرو باشد و چون او تكبير كند
هامش
( 1 ) يعنى سه حدّ جسمانى . ( 2 ) نخ افزوده : و . ( 3 ) كذا فى نخ ! . ( 4 ) نخ : كذاردن . ( 5 ) نخ افزوده : كه . ( 6 ) نخ : گذارد .