تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

فصل اندر جمع كردن نماز

هركه حاضر باشد هر نماز را بوقت خويش كند ، و نماز پيشين را مسافر با نماز ديگر جمع كند و نماز شام را با نماز خفتن جمع كند ، و حاضر مثل است با خداوند دعوت كه او بيان كند مؤمنان را مرتبه‌هاى حدود و بشناسد مؤمن مرتبت هر يك را چون نگاه داشتن وقتها ، و نماز مسافر مثل است بر ظاهر كه از مذهب بمذهب همىگردد چون مسافر كه از منزل به منزل هميشود او را منزلت ناطق و منزلت اساس بيكبار گويند ، و چون دو نماز را جمع كنند بانگ نماز يكى كنند و قامت دو كنند يكى دعوت ناطق است كه بانگ نماز برين دليل است و دو قامت دليل است بر دعوت اساس و خداوند قيامت و دعوت اساس پيش ازو درست آيد ، و بدان كه بنياد نماز برين دو چيز است يكى بانگ نماز است كه دليل دعوت ناطق است يعنى كه اساس هم دعوت بناطق دارد ، و ديگر بنياد قامت كه دليل دعوت اساس است ، و چون آخر وقت نماز پيشين بگذرد اوّل وقت نماز ديگر اندر آيد هر دو نماز را جمع كنند « 1 » معنيش آنست كه هركه اندر شريعت ناطق بيامده باشد تا آن وقت او را به باطن كسر كنند تا واجب شود برو كه نخست شريعت ناطق بپذيرد آنگه دعوت اساس را پس از آن بپذيرد و اين مثل است بر جمع كردن نماز پيشين با نماز ديگر ، و نماز ديگر از بهر آن گفتند كه پس ازو نماز ديگر يعنى نافله نشايد كردن كه پس از دعوت اساس دعوت ديگر نيست ، و چون اوّل وقت نماز شام اندر آيد « 2 » نماز شام با نماز خفتن جمع كنند معنيش
هامش
( 1 ) نخ : كند . ( 2 ) نخ افزوده : و .