تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

فصل اندر سنّتهاى نماز

ببايد دانست كه دوازده چيز اندر نماز سنّت است و آن را آدابهاى نماز گويند ، نخست سر فرو افكندن سنّت است و آن دليل است بر كبر ناكردن مستجيب « 1 » داعى خويش را ، و ديگر نگريستن بجاى سجده سنّت است و آن دليل است بر چشم داشتن مستجيب « 1 » مر فرمان داعى خويش را ، و سوم سوى چپ و راست نانگريستن سنّت است و آن دليل است بر نانگريستن مستجيب « 1 » بسوى ضدّان و منافقان ، چهارم ناخنديدن اندر نماز سنّت است اگر چه اندك باشد و آن دليل [ است ] بر بيان ناگفتن مستجيب « 1 » تا اندر حدّ مستجيبى است كه چون بخندد دندانها پيدا شود و آن دليل بر سخن گفتن باشد ، پنجم انگشت ناشكستن اندر نماز سنّت است و آن دليل است بر طعنه ناكردن بر حدود دعوت كه انگشتان مثل بر حدود است ، ششم باريش بازى ناكردن سنّت است و آن دليل است بر مجامعت نفسانى « 2 » ناكردن بىدستورى نارسيدگى ، هفتم روى انگشتان دست و پاى را بسوى قبله داشتن اندر تشهّد سنّت است و آن دليل است بر روى داشتن حدود بسوى امام ، هشتم هر دو پاى را بيك جاى نهادن سنّت است و آن دليل است بر جدائى ناداشتن ميان حجّت و داعى كه دو پاى بر ايشان دليل است و اعتماد نفس مؤمن بر ايشانست چنان كه اعتماد جسد بر پاست ، نهم اندر صف هم پهلوى يار خويشتن بودن سنّت است تا ديو اندر ميانه راه نيابد دليل است بر موافقت و يكدل بودن مؤمنان تا مخالف در ميان نگنجد ، دهم اندر التحيّات بر پاى چپ نشستن
هامش
( 1 ) نخ مستجب . ( 2 ) كذا فى نخ .