تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
اندر نماز سنّت است و آن دليل است بر استادن مستجيب « 1 » بر قول داعى و پاى چپ دليل است بر داعى ، يازدهم گشاده داشتن انگشتان بر زانو اندر ركوع سنّت است و آن نمودنست از نمازكننده كه حدود دين پراگنده شد از اساس اندر جزيره‌ها كه ركوع حدّ اوست و همچنين گويند « 2 » كه داعيان از حجّت پراگنده شوند اندر دعوت كه حجّت اندر دور كهين بمنزلت اساس است اندر دور مهين ، دوازدهم هموار داشتن انگشتان بر زمين اندر سجود سنّت است و آن دليل است بر پراگنده ناشدن حدود دين اندر عالم از بهر بيان كردن « 3 » ظاهر شريعت كه آن ظاهر حدّ ناطق است و حدّ امام و سجود دليل بر حدّهاى ايشان چنان كه پراگنده شدند از بهر دعوت باطن .

فصل اندر خضوع

گوئيم خضوع اندر نماز بسه رويست يكى اندر ايستادگيست كه خضوع كند بدانچه چشم آنجا افكند كه سجده خواهد كردن و سوى چپ و راست ننگرد و آن دليل است بر گردن‌دادگى مؤمن مر دليل خويش را بسوى حق و نانگريستن او سوى مخالفان حق ، و ديگر خضوع از نمازگزار « 4 » ركوع است كه آن خويشتن فرو گذاشتن است و آن دليل است بر خويشتن‌دادگى مؤمن مر اساس را اندر دور بزرگ و مر حجّت جزيره را اندر دور خرد « 5 » كه ركوع مرتبت ايشانست ، و سه ديگر خضوع از نمازكن سجده كردنست و آن دليل است بر گردن دادن « 6 » مؤمن مر امام را « 6 » اندر دور كهين
هامش
( 1 ) نخ : مستجب . ( 2 ) كذا فى نخ . ( 3 ) نخ افزوده : كز . ( 4 ) نخ : گذار . ( 5 ) نخ : خورد . ( 6 - 6 ) نخ : از مؤمن بامر امام .
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 135 | ناصر خسرو