تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
و اساس چون فريضه كه دليل امامست و سنّت كه دليل حجّت است و نافله كه دليل داعيست و نماز آدينه كه دليل است بر ناطق و نماز عيد روزه كه دليل است بر اساس و نماز عيد اضحى كه دليل است بر قائم قيامت عليه افضل التحيّة و السّلام و نماز جنازه كه دليل است بر گذشتن مستجيب « 1 » از مرتبت بمرتبت و نماز باران خواستن دليل است بر خليفهء قائم كه به دو رهايش است از قحط علمى چنان كه بباران رهايش است از قحط جسمى و نماز كسوف دليل است بر دعوت بوقتى كه امام در ستر باشد ، اما نماز خوف هم فريضه است و ليكن چون از خوف و بيم عدو نماز كند بخلاف آن باشد كه ايمن نماز كند از بهر آنكه نماز خوف يك ركعت است و نماز مسافر دو ركعت است و نماز حاضر تمامست و تأويلش آنست كه چون مؤمن اندر ميان نماز « 2 » ظاهريان افتد و از ايشان ترسد ظاهر را بيك روى بپاىدارد و اطاعت امام چون اطاعت ظاهريان كند به ظاهر ، و مسافر كه او مثل است بر مؤمن كه از ظاهر گذشته باشد و باطن گرفته مرو را ناطق و اساس را بايد شناخت كه ايشان را مثل آن دو ركعت اوّل است ، و دو ركعت آخر كه آن مثل است بر اوّل و ثانى مرو را واجب نيست كردن از بهر آنكه حدود روحانى را هنوز نشناخته است ، و آن كس كه حاضر است دليل است بر مؤمن مخلص كه اندر دعوت حق است كه هر چهار حدود روحانى و جسمانى را شناخته است و به دو حدّ روحانى اقرار كند و دو جسمانى را اطاعت دارد .
هامش
( 1 ) نخ : مستجب . ( 2 ) كذا فى نخ ، و گويا « نماز » زيادى است .