تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
نماز و قامت ] روا نباشد [ جز ] « 1 » مرين پنج نماز را ، و نماز عيدين « 2 » را بانگ نماز و قامت نيست و اين دو عيد دليل است بر اساس و خداوند قيامت و معنيش آنست كه اساس برهاند مر خلق را از بند تقليد تا مردمان باز نورزند به بيان او از دين‌هاى پيغمبران گذشته همچنانكه خداوند قيامت بازدارد امت را از دعوت ظاهر [ و باطن از بهر آنكه ] بوقت پديد آمدن او دعوت نكند « 3 » ، چون بانگ نماز بگويند مردمان اندر مسجد يگان‌يگان آيند و پيش از قامت هر كسى جدا جدا نماز همىكنند معنيش آنست كه خلق از دينهاى پراگنده سوى دعوت ناطق آيند و هركه ناطق را اجابت كند تا اساس را اجابت نكند بهواى خويش رونده باشد « 4 » چنان كه هر كسى پيش از قامت نماز همىكند گوناگون و آن طاعت هواداران مخالف باشد ، و قامت دليل است بر دعوت وصىّ بسوى تأويل شريعت و اندر قامت همان گويند كه اندر بانگ نماز گويند يعنى دعوت وصىّ هم بدان باشد كه دعوت ناطق بدان باشد ، و بانگ نماز بر بلندى كنند و قامت بر پستى كنند يعنى مرتبهء وصىّ بدان بلندى نيست كه مرتبهء ناطق باشد ، و قد قامت الصلاة اندر قامت زياده گويند يعنى كه دين خداى و طاعت او راست بايستاد كه هر دو دعوت را اجابت كردند و عمل را بعلم پيوسته كردند و اختلاف از ميان مؤمنان برخاست و اندر طاعت خداى همه يكسخن گشتند نبينى كه پس [ از ] قامت نماز فريضه كنند و همه اندر صف راست بايستند و خلاف از ميان ايشان دور شود و هرچه امام كند ايشان همچنان كنند تا ظاهر و باطن برابر
هامش
( 1 ) كما صرح به قبل بضعة اسطر ؛ و نيز اجماعى مذهب شيعه است كه اذان و اقامه جز در صلوات خمس جايز نيست . ( 2 ) نخ : عيد . ( 3 ) رجوع كنيد براى زيادتى توضيح در اين موضوع بگفتار بيست و چهارم . ( 4 ) نخ : باشند .
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 129 | ناصر خسرو