و تيمّم از خاك پليد روا نباشد يعنى كه نشايد كه « 1 » مؤمن ضعيف سخن بشنود از مؤمن كه او پاكيزه نباشد به اعتقاد اندر اولياى خداى و السّلام .
گفتار هژدهم اندر تأويل بانك نماز كه جفتگان جفتگانست
و جز آن روا نيست از بهر آنكه آن دليل است بر دعوت ناطق كه مرو را دو قوّت بود يكى قوّت ظاهر و ديگر باطن يكى قوّت تنزيل و ديگر قوّت تأويل ، و آن كس كه قامت « 2 » يگانه كند دليل بود بر مرتبت اساس كه او را قوّت تأويل بيش نبود و آن كس كه قامت نيز دو تا مىكند همىنمايد كه اساس با دانستن كار تأويل هم پذيرندهء ظاهر بود و هم باطن ، و مؤذّن دليل است بر ناطق و جاى مؤذن بر مناره دليل است بر بلندى مرتبهء ناطق ، و مسجد دليل است بر سراى بيت الاسلام كه حرم خدايست و هركه مسلمانى بپذيرد اندر اين جهان ايمن شود [ و ] چون حقيقت آن بداند اندر آن جهان ايمن شود چنان كه خداى تعالى گفت قوله تعالى :
أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً
« 3 » هميگويد ما مر ايشان را حرم ايمن داديم ، يعنى كه مسلمانى را جاى ايمن كرديم تا هركه مسلمان شود از كشتن و فروختن برهد ، و بانگ نماز شش بار اللّه اكبر است چهار بار آغاز او و دو بار پيش از بسرى شدن او به لا إله الا الله ، و آن دوازده كليمه است كه شش
هامش
( 1 ) نخ : افزوده : از .
( 2 ) كذا فى نخ فى جميع المواضع بجاى « اقامت » .
( 3 ) سوره 28 آيه 58 .