كليمه الله است و شش كليمه اكبر است ، و شش گفتار « 1 » ديگر است كه هر يكى را دو بار دو بار گويند چون اشهد ان لا إله إلّا اللّه اشهد ان لا إله الّا اللّه اشهد انّ محمّدا « 2 » رسول اللّه اشهد انّ محمّدا « 2 » رسول اللّه اشهد انّ عليّا ولىّ اللّه اشهد انّ عليّا ولىّ اللّه حىّ على الصّلاة حىّ على الصّلاة حىّ على الفلاح حىّ على الفلاح حىّ على خير العمل حىّ على خير العمل محمّد و علىّ خير البشر محمّد و علىّ خير البشر الله اكبر الله اكبر لا إله إلّا اللّه دو مرتبه بگويند تمام ، پس اين شش گفتار به دوازده دفعه گويند دليل است بر شش امام حق كه مر هر يكى را يك بابست كه پس [ از ] او بجاى او بايستد اندر دين و هر يكى اندر زمان خويش مفرد بود بوقت گزاردن « 3 » فرمان خداى ، و آنكه بجاى او براست ايستاد و متابع او بود همچون سپس رفتن « 4 » و متابع بودن آن شش گفتار پسين آن شش گفتار پيشين را « 4 » ، و آن شش بار الله اكبر كه مرو را طاق نگويند و جفت جفت بگويندش دليل است بر دوازده صاحب جزيره كه ايشان را بىامام زمان قرار نيست بتن خويش بپاىداشتن ايشان مر ظاهر و باطن را بيك جاى ، و قبله دليل است بر خداوند قيامت عليه افضل التّحيّة و السّلام ، و چون مؤذّن بانگ نماز بگويد بآغاز روى به قبله دارد [ يعنى ] بنمود ناطق كه دعوت من مر خلق خداى را سوى خداوند قيامت است ، و چون بحىّ على
هامش
( 1 ) شش گفتار ميگويد و بعد در تفصيل هفت گفتار ميشمرد .
( 2 ) نخ :
محمد . در هر دو جاى .
( 3 ) نخ : گذاردن .
( 4 - 4 ) نخ : و متابع او بودن از شش گفتار سپس آن شش گفتار پيشين .