گفتار شانزدهم اندر شستن سر و تن از جنابت
گوئيم بتوفيق خداى تعالى جنابت از جماع واجب شود از فرود آمدن آب پشت هرچند جماع نباشد و از روى با روى شدن دو ختنهگاه « 1 » هرچند آب فرود نيايد و از ديدن خواب چون آب فرود آيد ، و لفط جنابت را از دور شدن گرفتهاند كه دورى را عرب مجانبت گويند و بيگانه را اجنبى گويند ، و تأويل بحقيقت آنست كه سخنگوى اندر دعوت حق علم را به خداوند حق نسبت كند و خويشتن را از دعوى علم كه گفته باشد دور كند و آن خويشتن شستن او باشد ، و چون ازو آبى بيرون آيد كه از آن همچون اوئى بحاصل آيد خويشتن شستن مردم واجب شود معنيش آنست كه چون از زبان مردم سخنى بيرون آيد كز آن سخن زايش روحانى باشد و اندر دل مردم صورتى بندد همچنانكه از آب زايش ظاهر جسمانى بحاصل آيد بر آن كس واجب شود كه خويشتن را از آن سخن دور كند و مر آن سخن را بسوى امامان هفتگانه نسبت كند و آن ازو خويشتن شستن روحانى باشد همچنانكه از مجامعت جسمانى خويشتن را بشويند و به آب هفت اندام را پاك كنند ، و جنابت « 2 » حلال دليل است بر آن كس كه او بر فرمان خداوند روزگار سخن گويد ، و حرام دليل است بر آن كس كه سخن [ نه ] بفرمان گويد ، و خواب ديدن دليل است بر آن كس كه سخن بگويد بىقصدى از سخن تأويل و پس از آن آگه شود كه اين سخن از تأويل بود و مرو را اندر آن سخن گرفتارى نباشد و ليكن آن سخن را نسبت به امام بايد كردن
هامش
( 1 ) نخ : خطنهگاه .
( 2 ) نخ : جانب .