تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤

فصل [ اندر آنچه آبدست بر هفت اندامست ]

آبدست بر هفت اندامست چهار ازو فريضه است چون روى شستن و دست تا بآرنج شستن و مسح سر و مسح پاى تا شتالنگ كردن ، و اين چهار فريضه مثل است بر ناطق كه او را چهار مرتبه است از نبوّت و وصايت و امامت و بابيّت ، و اين سه كه سنّت است چون طهارت كردن و دهن آب كردن و آب به بينى كردن مثل است بر اساس كه او را سه مرتبه است از وصايت و امامت و بابيّت و مرو را اندر نبوّت نصيب نيست ، و آبدست را آغاز از سنّتهاست از بهر آنكه از اساس توان رسيد به بيان و شناخت ناطق ، و ترتيب آبدست نخست از دست شستن است اگر دست پليد باشد و اگر پاك باشد ببايد شستن ، و دست راست مثل است بر ناطق و دست چپ مثل است بر اساس يعنى كه اگر مؤمن را اندر ايشان شكّى افتاده باشد از طعنى كه شنوده باشد و اعتقادى كرده باشد از حق ايشان منكر شده باشد بايد كه از آن بگردد و توبه كند آن دست شستن نفسانى باشد ازو ، پس اگر اندر ايشان اعتقاد فاسد باشد بتوبه حاجتمند گردد همچنانكه اگر دست پليد باشد و يا پاك باشد ببايد شستن و بجام آب فرو بايد كردن « 1 » ، و جام آب را بسوى دست راست بايد نهادن و جام آب دليل است بر داعى و آب كه اندروست دليل علم داعى است ، و از ديگر روى دست راست دليل است بر داعى و دست چپ دليل است بر مستجيب ، و اندر پيچيدن دو دست بر يكديگر در وقت شستن دليل است بر اندر آميختن « 2 » مستجيب بداعى بفايده پذيرفتن
هامش
( 1 ) جامع و وجه شبه درست معلوم نشد يعنى اگر دست پليد هم نباشد بايد شست تأويلش را نگفت ، ظاهرا دو سه كلمه از عبارت افتاده باشد . ( 2 ) نخ : اندر آويختن .