بهم جنسى كه [ با ] او دارد از روى جسم ، و ديگر آنست كه اين هفت حروف كه اين دو كليمه ازوست دليل است بر خداوندان ادوار بزرگ كه ايشان آشكارااند و حجّتان ايشان پوشيدهاند مگر از مؤمنان ، پس مردم مرين هفت تن را بيشتر شناسند كه آن دوازده تن را همچنانكه مر ستارگان رونده را هر كس بشناسند و بينند و مر دوازده برج را جز كسانى كه علم نجوم خواندهاند نتوانند ديدن و شناختن .
و نيز گوئيم بسم الله نام خداى باشد و رسول مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نام خدايست اندر دور خويش و وصىّ او نام خدايست اندر زمان خويش و امام زمان نام خدايست اندر هر روزگارى ، و دليل بر درستى اين قول آنست كه خداى تعالى هميگويد قوله تعالى :
وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
« 1 » هميگويد مخوريد از آنچه نام خداى برو ياد نكرده باشند ، و چيزى كه رسول عليه السّلام ازو خوردن نفرموده است اگر صد بار نام خداى برو ياد كنند حلال نشود ، پس بزرگتر نام خداى رسول باشد كه بگفتار او چيزى حرام شد باز بنام خداى ياد كردن حلال نشد ، و چون رسول نام خداى باشد [ پس ] فرزندان او كه بفرمان او بجاى او بايستند مر امت را نام خداى باشند « 2 » و هرچه ايشان حلال كنند از گفتار و كردار حلال آن باشد و هرچه حرام كنند حرام آن باشد ، و تأويل اين آيت آنست كه علم مگوئيد مر آن كس را كه عهد امام زمان برو نگرفته باشند كه بسمل كردن را تأويل عهد گرفتن است و خوردن را تأويل علم پذيرفتن است ، و بدانچه گويد « 3 » آنچه نام
هامش
( 1 ) سوره 6 آيه 121 .
( 2 ) نخ : باشد .
( 3 ) نخ : گويم .