بر پيدا آوردن خداى مر چيزهاى آشكارا را از پوشيده چون پديد آوردن رحم مر چيزهاى آشكارا را از پوشيده ، و رحيم شكافته است از رحمت و گرد گرفته است هم مر چيزهاى آشكار را از نخستين و هم مر چيزهاى پوشيده بودنى را ، و رحمت مهر باشد كه آن پديد آيد اندر دل كه پيونداند هر نيكى را به ديگرى يا بگسلاند بدى را از ديگرى ، پس خداى تعالى رحمن است بر ما بدانچه ما را بدان حاجت است از آشكارائيها چون خوردنى و آشاميدنى و پوشيدنى و آنچه اندرين سرايست و رحمت است بر باطنهاى ما و رساننده است بما آنچه نفسهاى ما را بدان حاجت است بر زبان پيغمبران خويش و گماشتگان پيغمبران ، و شرح آن بر پيغمبر افتد و بر وصىّ و بر امام و از ايشان بفرودستان ايشان رسد ، « 1 » و ازين نامها چنان كه گويم اين آيت كه مر جملگى اين عدد را گرد گرفته است چنان كه گويم « 1 » اين آيت كه بسم اللّه الرّحمن الرّحيم است چهار كليمه است و از ده حرفست چون ب ، س ، م ، ا ، ل ، ه ، ر ، ح ، ن ، ى ، و به نه پاره است بدين وجه اوّل بسم دوّم الف سوّيم لله چهارم الف پنجم لر ششم حمن هفتم الف هشتم لر نهم حيم ، و جمله نوزده حرفست ، و از جملهء ده حرف كه بناى اين نه آيت بر آنست پنج حرف بر يك حالست و نه مكرّر است چون ب ، س ، ه ، ن ، ى ، و پنج ازو يك حالست و مكرّر است چون م ، ا ، ل ، ر ، ح ، پس گوئيم كه چهار كليمه ازو دليل است بر چهار اصل دين دو ازو روحانى و دو ازو جسمانى ، و نه پاره ازو دليل است بر دو حدّ جسمانى و هفت خداوندان ادوار بزرگ ، و پنج حرف كه اندر هر يكى يك پاره بيش نيست دليلست بر پنج حدّ روحانى كه ايشان هرگز از حال بر
هامش
( 1 - 1 ) عين عبارت نخ است كه بكلّى فاسد و مغلوط مىباشد .