تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وجه دين ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
الف و لام [ معرفه ] ندارد چون إله ، و الف و لام دليلانند بر تنزيل و تأويل ، بر رسول و بر وصى ، بر محسوس و معقول ، از بهر آنكه شناختن چيزها بدين شش رويست كه ياد كرده شد ، و اين چيزها را به صورت توان شناختن و چون صورت نباشد ناشناخته باشد كه اين از چه سبب است و بچه صورتست ، اما بحدّ خود بر شناخته باشد آنچه « 1 » هيولاهاى صورت يافته است اندر اين عالم و پس از صورت ، چون اندر عالم اين بود و اندر كليمهء اخلاص نكره پيش از معرفه آمده و منكّر « 2 » إله است و معرف اللّه است و نفى كردن نام خداى به لام و الف باشد كه بر يكديگر افتد چون لا و پس ازو نكره « 3 » بيايد چون لا إله و اثبات كردن با الف و لام باشد كه او بازگونهء لام و الف است همچنانكه نكره مخالف معرفست و اندر سورهء اخلاص ايزد تعالى يگانگى را آشكارا كرد و گفت قوله تعالى :
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
و اندر كليمهء اخلاص اين معنى برمز بود كه گفت نيست خداى مگر خداى يعنى يگانه است از بهر آن گفتيم پيش ازين كه توحيد اندر سورهء اخلاص بفعل است و اندر كليمهء اخلاص بقوّتست و كليمهء اخلاص پيش از سورهء اخلاص است از بهر آنكه چيزها از نخست اندر حدّ قوّت باشند و ضعيف باشند پس بحدّ فعل رسند و قوى شوند . پس گوئيم كه خداى تعالى مر خود را احد گفت يعنى يگانه و او تعالى جلّ ذكره يگانه است اندر ذات خويش چون آفرينش و فرمان خويش ، و امام جعفر صادق عليه
هامش
( 1 ) نخ : و . ( 2 ) نخ : منكره ، فى اغلب المواضع و صواب لا بد يا « نكره » است مقابل « معرفه » و يا « منكّر » است مقابل « معرّف » . ( 3 ) نخ تنكره .
وجه دين ( فارسى ) — صفحة 101 | ناصر خسرو