نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ
« 1 » گفت زيتون مبارك كه روغن او روشنى گيرد اگر چه آتش مرو را نرسيده باشد ، و نخلا گفت درخت خرما ، و بدان مر امام چهارم را خواست ، و حدائق غلبا و گفت بوستانها [ ى ] بسيار كشت ، و بدان مر امام پنجم را خواست ، و فاكهة گفت ميوه ، و بدان مر امام ششم را خواست كه او چون ميوه بود به بيش پدرش امامت ازو بشد بفرزندان او ، و ابّا و گياهى ، و بدان مر امام هفتم را خواست كه او را مرتبت قيامت بود .
و نيز گوئيم كه دو كليمهء نفى از سه فصل است چنين لا إله و مرتبهء سويم مر ناطق راست كه او سويم است مر چهار اصل را ، و دو كليمهء اثبات به چهار فصل است چنين الا الله و مرتبهء چهارم مر اساس راست كه او از اصلهاى چهارمست ، و اين اشارتست مر خردمند را بدان كه واجب است از توحيد نفى كردن هرچه اندر تنزيل و شريعت ناطق يافته شود از تشبيه آنگه اثبات بايد كردن از جهت تأويل اساس كه هويتى مجرّد كرده [ است ] از همه صفات مخلوقات ، و تأليف شهادة از سه حرفست چون لام و الف و ه ، و فصلهايش نيز بر سه مرتبه است سه فصلى ازو يك حرف يك حرفست چون سه الف ، و سه فصل ازو دو حرف دو حرفست چنين لا له لا ، و يك فصل ازو بسه حرفست چنين للّه ، پس عالم بر راستى آن گواهى دهد بر آنچه تركيب او از سه بعد است چون طول و عرض و عمق و هر سه يگانيگان و زايشهاى عالم نيز بر سه مرتبه است آنچه مرو را
هامش
( 1 ) سوره 24 آيه 35 .