چون راستى روز با شب و كم و بيش و آن برابر سه حرف [ است ] كه اندر شهادتست ، و بسال اندر چهار فصل است چون بهار و تابستان و تيرماه « 1 » و زمستان برابر چهار سخن كه اندر شهادتست ، و بسال اندر هفت روز گردانست اوّل آن يكشنبه و آخر آن شنبه برابر هفت فصل شهادة ، و بسال « 2 » اندر دوازده ماه گردانست برابر دوازده حرف كه اندر شهادتست .
اما گواهى نماز بر راستى كليمهء شهادة چنانست كه نماز كردن حقّى است كه همىگزارده « 3 » شود از حقّهاى شهادة ، و نماز يكى است و به دو هنگامست يا بوقت است چون فريضه يا بنا وقت چون نافله برابر نفى و اثبات اندر شهادة ناوقت چون نفى و بوقت چون اثبات « 4 » ، و نماز بر سه رويست چون فريضه و سنّت و نافله برابر سه حرفها كه بنياد شهادة بر آنست ، و نماز از چهار ركعت بيش نيست بيك سلام برابر چهار كليمه كه اندر شهادة است ، و به نماز اندر هفت جاى از اندام نماز كن بر زمين برآيد چون دو قدم و دو زانو و دو كف دست و يك پيشانى برابر هفت فصل شهادة ، و به نماز « 5 » اندر دوازده كار است كه تمام نماز اندر آنست چون تكبير نخستين و استادن و الحمد و سوره خواندن و ركوع كردن و تكبير ركوع و سجده كردن و تكبير سجود و سمع اللّه لمن حمده گفتن و تحيّات « 6 » خواندن و سلام دادن « 7 » برابر دوازده حرف شهادة .
و قرآن همى گواهى [ دهد ] بر راستى كليمهء شهادة بر آن روى كه
هامش
( 1 ) نخ : تيره ماه .
( 2 ) نخ : و سال .
( 3 ) نخ : گذارده .
( 4 ) نخ افزوده : و نافله چون نفى .
( 5 ) نخ : و نماز .
( 6 ) نخ : اتحيات ( كذا ) .
( 7 ) اگر حمد و سوره را دو حساب كنيم يازده و اگر آن دو را يكى فرض كنيم ده چيز شمرده است بجاى دوازده .