است در كمون صورت ظاهريّه قرار گرفته است ؛ و اينصورت ظاهر كه پسر ارذل آدم است ، اسمش را قابيل گذاشتهاند ؛ به جهت قبول نمودن و پذيرايى كه از هابيل كرده است .
دويم : انسان ناميدهاند كه مرادف معنى نسيان است .
سيّم : ناس گفتهاند كه به فارسى به معنى نسناس است ؛ يعنى در شكل و صورت آدم مىنمايد و ليكن در باطن حيوان خواهد بود .
چهارم : خنّاس ناميدهاند ؛ و او در لغت از « خنس » مأخوذ است ؛ يعنى رانده و دور انداخته شده .
پنجم : او را شيطان لقب دادهاند و مأخوذ از « شيط » است ؛ يعنى سركش و نافرمان .
ششم : ظلمت ناميدهاند ؛ يعنى تاريك و ستمكار .
هفتم : سجّين فرمودهاند ؛ يعنى خاكى كه لاى انداخته و تهنشين است .
هشتم : ناسوت گفتهاند ؛ يعنى به صورت جسمانيت در آمده و قبول تجسّم نموده .
نهم : نفس امّارة بالسوء او را ستودهاند ؛ يعنى نفسى كه شخص را دلالت به طرق ظلالت و بدى مىنمايد .
دهم : نفس لوّامه نام نهادهاند . زيرا كه هنگام انفكاك از حقيقت نفس مطمئنّه ، خود را ملامت خواهد نمود در امورىكه از او ظهور و بروز يافته است .
غير از آنچه ذكر نموديم ، اسامى و القاب بسيار دارد كه مذاكرهء آنها موجب تطويل خواهد شد .
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص٢٩٧