تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
مىشود . هرچه در كمون هر كه هست ، مجسّم گرديده و به مثابهء لباسى خواهد شد و صاحبش را در جوف خود نهفته مىدارد به طورىكه همه كس از مشاهدهء جلد ظاهر او واقف به طبيعت و خوى او خواهند شد . و اين صور مختلفهء حيوانيه را همزات الشياطين ناميده‌اند . چون فى الجمله ظاهر گرديد كه معاد به معنى ظهور و عود حقيقت كلّ اشيا است ، چنانچه لقمان در نصايح پسر خود فرموده است :
يا بُنَيَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ
؛ چون حقيقت آدمى را با صورت نفسانيهء جسمانيه مفارقت واقع شد ، نفس حسّيهء ناميه را از مفارقت روح و مباعدت از نفس مطمئنّه قدرت عروج به سماوات و اختيار در حركت و سكون نخواهد بود ، حقيقت ارضيه او را جذب مىكند و در كمون خود او را تربيت نموده ، به صورت اشجار و اثمار و نباتات ، او را به عرض انظار عالم شهود مىرساند . مجموع نباتات و اشجار و اثمارى كه در جهان مشاهده مىشود ، از وجود نفس حسّيهء ناميه است كه در كمون آدمى مكنون بود و حال ظهور يافته است ؛ و به همين معنى است كه در احاديث وارد شده است كه تخم نباتات و نهال اشجار را حضرت آدم در وقت خروج از بهشت همراه خود آورد و در زمين كاشت . اختلاف طعم و رايحه و خواصّ و تركيب آنها به اقتضاى حالت و طبيعت و صفات و خوى صاحبان آنهاست . در خبر است كه خداى تعالى ولايت آل محمّد را بر همه چيز عرض نمود ، هرچه قبول كرد ، شيرين و خوش‌طعم و رايحه و گرانبها گرديد و آنكه قبول ننمود ، تلخ و بدطعم و كريه الرائحه و بىمقدار شد ؛ و اين جمله در ردّ و قبول