است ، سزاوار عنصر آتش مىباشد . زيرا كه تكميل كلّ اجسام از عنصر آتش است و به واسطهء او عروج به معارج عوالم روحانى حاصل مىگردد ؛ و « اللّه اكبر » شايستهء عنصر باد است . زيرا كه انتفاخ موجب كبر و عظم اجسام مىشود . بزرگى هرچيزى به واسطهء عنصر باد است كه در باطن آن چيز دميده مىشود .
مطلب در اين است كه حالت اجتماع تركيب عناصر اربعه در به دو امر آدم ناميدهاند و در او دو نفس موجود گرديده ؛ و اين دو نفس حقيقت آدم را مشابه دو پسر مىباشند ؛ و به جهت هريك از آنها اسامى و اصطلاحات عديده ذكر شده است ؛ و اين دو پسر يكى اخصّ است ، اسامى و اصطلاحى كه به جهت او مذكور نمودهاند ، بدين موجب مىباشد :
اوّل : هابيل مىگويند ؛ يعنى شخص بزرگوار ؛ و اين اسم مأخوذ از « هبل » است ؛ و هو الشيخ الكبير من الناس .
دويم : نور مىباشد ؛ يعنى روشن و درخشنده .
سيّم : بشر مىگويند ؛ يعنى بشارت داده شد به مدارج رفعت .
چهارم : علّيّين مىخوانند ؛ يعنى در خور ملأ اعلى .
پنجم : لاهوت ناميدهاند ؛ يعنى رجوعكننده به عوالم الوهيت .
ششم : نفس مطمئنّه گفته شده است ؛ يعنى نفسى كه از خوف و خطر فنا و زوال ايمن و آسوده است .
و آن پسر ديگر آدم كه ارذل است ، اسامى و القاب متعدّد دارد كه :
از جملهء آنهاست قابيل ؛ و اين اسم در لغت مأخوذ از « قابله » است ؛ يعنى قبولكننده چيزى را در خود ؛ به مناسبت اينكه پسر اخصّ آدم كه اسمش هابيل
هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص٢٩٦