بودهاند كه در خلقت به بنى نوع انسانى سبقت گرفتهاند ؟ چون اين امر از اسرار است ، عوامّ الناس ، بلكه خواصّ را هم قدرت فهميدن اين مطلب نيست ، شاه ولايت پناه و ائمّهء اطهار - صلوات اللّه عليهم أجمعين - اصحاب خاصّه را از اين امر آگاهى دادند . چون اين سرّ خفى به مسامع جهّال رسيد و فهم آن را - كما ينبغى - نتوانستند از عهده برآيند ، از غلبهء انحراف از مطلب ، مذهب تناسخ در جهان ظاهر گرديد و در صدد تمييز بر نيامدند ما بين تناسخ و تماسخ .
بعضى معتقد اين شدند كه اصل آدم از جماد بود ، ترقّى به عالم نبات نمود .
چون سير عالم نباتى را كامل كرد ، از عالم حيوانى طلوع نمود . وقتىكه اين سير به انتها رسيد ، از صورت آدمى جلوهگر مىشود و سير تمام اينصورت را خواهد نمود .
و بعضى معتقد بر اين شدند كه ارواح در جهان ، قدر معيّن و عدد مخصوصى دارند كه در قوالب مختلفه لا ينقطع داخل شده ، به همين منوال تا ابد خواهند بود .
و گروهى به اين عقيده مىباشند كه خداى تعالى آدم را خلق نمود و او را صنعت يد قدرت خود قرار داد كه در ضمن ايجاد او در حقيقت همه چيز موجود و مخلوق شد ؛ چنانچه از وجوه عديده مشتقّ شده است ، از آدم نيز صور عديده ظهور يافت ، بلكه مجموع فواكه و اشجار و اثمار و نباتات و معادن و حيوانات و كلّ آن چيزى كه روح جمادى و روح نباتى و روح حيوانى به آنها دميده شده است ، بتمامها از آدم ظاهر مىشوند .
آيات قرآن و احاديث كه دلالت به اين معنى دارد ، بسيار است . در اين رساله مذاكرهء بعضى از آنها مىشود . از جمله ابتدا مىفرمايد :
وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ