تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هادى المضلين ( در علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
شخص عاصى را داخل صورت حيوانيت مىنمايد و مىگويد به او كه از اين شاهدى كه پيوسته در باطن تو حاضر و ناظر بود ، در غفلت بودى . پردهء غفلت را برداشتيم و باصرهء تو حدّت يافت . اينك وعده و وعيد خداى تعالى را تامّا و كاملا خواهى ديد . در اخبار مسطور است كه چون ارادهء ازلى تعلّق گرفت كه مخلوقى از تركيب عناصر اربعه ايجاد بفرمايد ، به هريك از ملائكهء اربعه - كه به زبان شرع آنها جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل مىگويند - امر شد كه قبضه‌اى از خاك برداشته ، به عالم پاك بياورد . چون وارد مركز خاك شدند ، خاك بر خود بلرزيد و آغاز زارى و بىقرارى نمود . آن ملك را ترحّم غالب گرديد و تهيدست معاودت نمود . چون عزرائيل مأمور شد ، باز خاك همچنان خضوع و خشوع آغاز كرد . عزرائيل جبرا و قهرا قبضه‌اى از خاك ربوده ، به عوالم افلاك عروج فرمود . چون مادّهء ارضى به يد قدرت تخمير يافت ، هيكل حضرت ابو البشر نمودار شد و صورت حوّا از پهلوى آن حضرت ظاهر گرديد ؛ و ايشان مدّتى در بهشت متنعّم بودند تا زمانىكه به اقتضاى « كنت كنزا مخفيا فأحببت أن اعرف فخلقت الخلق لكى اعرف » عوالم نورانيت ايشان قبول صورت جسمانيت نمود و به وجه الارض هبوط واقع شد و موجب كثرت و تعدّد نوع گرديد . ظهور بنى نوع انسان در جهان از وجود آدم و حوّاست و لكن وجود حيوانات از وحش و طير و سباع و حشرات الارض و حيوانات بحرى و بهائم را معيّن نفرموده‌اند كه از چه سبب است : آيا به جهت هريك از آنها نظير آدم و حوّا از جنس خودشان خلق فرموده‌اند يا اينكه اينها قبل از خلقت آدم در عالم