در اموال و اولاد بدين نهج است : امّا در اولاد هر مولودى كه از عدم به وجود مىآيد ، حقيقت و معنى باطنى او از آدم توليد شده و صورت ظاهريه و صفات رذيلهء او از شيطان تولّد يافته است ؛ و مشاركت آنها در اموال اينچنين است كه مجموع زخارف دنيويه و تجمّلات ظاهريه كه در ميان خلق متداول است ، قسمت شيطان صورت و نفسانيت است كه از مشاهدهء آنها محظوظ مىشود و لذّت مىبرد ؛ و آنچه از اموال كه فى سبيل اللّه انفاق مىشود ، باقيات صالحات ، ولايت اهل البيت و مودّت ذى القربى و علم به اسرار مبدأ و معاد و استدراك توحيد ذات واجب الوجود و لذّت تفكّر و تدبّر در اشيا ، مجموع اين امور اختصاص به حقيقت آدميت دارد و از هيچيك اينها شيطان صورت آدمى را بهره و نصيبى نخواهد بود . از براى او همينقدر بيش نيست كه در پناه ظلّ رحمت عقل و ادراك آدمى ، چند صباحى از ارتكاب فحشا و منكر و مابقى صفات رذيله محظوظ و ملذوذ مىماند ؛ عزّت و اعتبار صورت ظاهر از براى او حاصل مىشود .
آنكس كه سرت بريد ، غمخوار تو اوست * و آنكس كه تو را بىتو كند ، يارِ تو اوست
هر كس كه تو را بار دهد ، مارِ تو اوست * و آن كو كُلهت نهاد ، طرّارِ تو اوست
بدانكه ارشاد عرفاى حقّانى عبارت از اين است كه در ايّام زيست و توقّف اين جهانى ، خلق تمسّك به عروة الوثقاى ولايت مطلقهء علويه نموده ، در هنگام حيات طىّ مسافت وادىّ « موتوا قبل أن تموتوا » نموده ، سير و سياحت عوالم