جمعى كه جامع صورت و معنى آدميتاند ، اين طبقه ناس مىباشند . دلالت و ارشاد در مذاق آنها مؤثّر است ؛ و برخى صورت و تماثيل آدم هستند و در مثل بعينه تخممرغ لق شده را مىمانند كه به حسب ظاهر تخممرغ است و لكن خواصّ و حقيقت تخممرغ در آنها نيست . هزار سال در زير مرغ گذاشته بشوند ، هرگز جوجه بيرون نمىآورند ؛ و اين طبقه نسناس هستند . ارشاد و اهدا در ايشان مفيد و مؤثّر نيست . چون از اينصورت خارج بشوند ، هبوط به صورت اسفل مىنمايند . امّا اشخاص طبقهء اولى ، روح و نفس مطمئنّه كه در كمون دارند ، حقيقت آدميت آنهاست ، و صورت جسمانيت و نفس امّارة بالسوء ايشان كه در انظار مشهود و مرئى شده است ، حقيقت شيطانيت آنهاست . وقتىكه حالت نزع فرا مىرسد ، شيطان صورت ظاهريه كه حاجب و حايل است ما بين حقيقت آدميت و پروردگار او مخاطب مىگردد به خطاب :
فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ
. ايّام اشتراك حقيقت آدمى با صورت شيطانى كه به حكم آيهء :
وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ
با هم داشتند ، منقضى مىشود . به همين جهت ، مجموع اموات مكروه احيا شدهاند و شارع مقدّس تعجيل و تأكيد در دفن آنها فرموده . پس اين تركيبى را كه اجتماع اضداد در او شده است حال كونى كه انفكاك نيافتهاند ، انسان مىگويند ؛ و اين دو ضدّى كه در يك صورت مشاهده شدهاند ، دو كلّى مختلف الحقيقة هستند كه در ضمن افراد واحده مجتمعا يافت مىشوند .
لا ينقطع در اين جهان ، عدد آدم با عدد شيطان مساوى است . هر آدمى در كمون شيطانى است و هر شيطانى آدمى را دربردارد . مشاركت اين دو با يكديگر