با امام باشد ، لعنت خدا به اينچنين مجتهد و بر اجتهاد او باد . نعم ما قال :
دوستدارِ پسرِ هند مگر آگه نيست * كه ازو و سه كس او به پيمبر چه رسيد
پدرِ او لب و دندانِ پيمبر بشكست * مادرِ او جگرِ عمّ پيمبر بمكيد
او بناحق حقِ دامادِ پيمبر بگرفت * پسرِ او سرِ فرزند پيمبر ببُريد
بر چنين شخص كسى لعنت و نفرين نكند * لعن اللّه يزيدا و على آل يزيد
و از جملهء آياتى كه خداى تعالى در قرآن حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - را از وقوع فتنه و فساد معاويه و خوارج نهروان خبر داده است ، اين است كه در سورهء آل عمران مىفرمايد :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ
. يعنى : آيا نظر نمىافكنى به سوى جماعتى كه از براى آنها از كتاب ولايت نصيبى است - يعنى از متابعان علىّ بن ابى طالب هستند - خوانده مىشوند به سوى كتاب خدا - يعنى قرآن - تا اينكه حكم كند ما بين آنها . چون اينصورت رخ نموده ، ظاهر شود ، فرقهاى از آن جماعت از مولا و مقتداى خود روىگردان شده ، اعراض مىكنند .
اين آيه خبر مىدهد از جنگ صفّين در وقتىكه اتباع معاويه قرآنها را بر سرنيزهها نصب نموده ، اصحاب شاه ولايت را به كتاب خداى تعالى مىخوانند كه فى ما بين آنها حكم كند و حقّ را از باطل تمييز بدهد كه به يك مرتبه فرقهاى