فرمود ، حضرت مريم را كه باكره است در عوض عايشه و آسيه زن فرعون را كه ثيّبه است در عوض حفصه عطا فرمود . حفصه وقتىكه زوجهء پيغمبر شد ، ثيّبه بود ، لا جرم خداى تعالى عوض او را ثيّبه عنايت نمود .
و نيز در همين سوره مثل ديگر زده است كه از فحواى كلام مظنون است كه اشاره به عثمان مىباشد كه بودن بنات رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در تحت ازدواج عثمان از قبيل ازدواج آسيه و فرعون است .
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ
.
يا اينكه اين مثل به جهت تعيين و تصريح آسيه زن فرعون و مريم بنت عمران است كه به طور كنايه اسامى آنها را در ذيل اين سوره به طور مثل بيان فرموده و به حضرت رسول استحضار داده كه اين دو نفر در عوض عايشه و حفصه برقرار خواهند بود .
و اين مطلب را ذهن دقيق و سليقهء مستقيم استدراك مىنمايد و تصديق مىكند ، بلكه به جرأت قسم ياد مىكند كه همين است و غير اين نيست و روح القدس عبارت از عقل و حقيقت محمّديه است كه با مريم سابقهء الفت داشت ؛ و در اين جهان امّ المؤمنين حقيقى حضرت خديجه بود ؛ و مؤمنين ، ائمّهء اطهار هستند . ساير زوجات نبىّ - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بالمجاز بودند . در مزاوجت شرط توالد و تناسل مجانست است يا اينكه قريب الجنس يكديگر باشند حتّى در پيوند نمودن اشجار مجانست يكديگر و قريب الجنس بودن آنها شرط است .